از من به‌سوی ما | چند کلمه حرف جامعه‌گرا برای دل‌خودمان

20 February
20Comments

اطلاعات و ماهیت ارزش

ITدر کتاب اطلاعات و ماهیت ارزش به ریشه های پیدایش سوسیالیسم، یعنی آرزوی محو مالکیت خصوصی بر ابزارهای تولید و محو جامعۀ طبقاتی در جهان اشاره کرده ام و سپس به کالای جدید (اطلاعات) و مبانی ارزشی آن پرداخته ام.
در پس این بررسی پیدایش طبقه جدید و نوپائی بنام کاراندیشان جهان را بررسی نموده و رابطۀ انقلابی آنان را با طبقۀ کارگر قدیمی به چالش کشیده ام. امید دارم که این مباحث در راستای معماری اندیشۀ جامعه گرایانه در ایران به کار آید و پاره ای از ابهامات در راستای سازماندهی طبقۀ کارگر نوین را روشنی بخشد.


مشخصات کتاب:
نام کتاب: اطلاعات و ماهیت ارزش
نام نویسنده: زندیک
تعداد فصول: 3 (افسانه زندیک – اطلاعات به مثابه کالا – کارگران و کاراندیشان)
تعداد صفحات: 325
تاریخ نگارش: سپتامبر 2009 تا فوریه 2012
تاریخ انتشار: 10 فوریه 2012
موضوع: بازخوانی و بررسی عوامل دوگانه کالا: ارزش مصرف و ارزش  (ماهیت ارزش ـ مقدار ارزش) از کتاب کاپیتال اثر کارل مارکس – پیرامون تبادل کالائی اطلاعات


 

20 پیام ارسال شده است به "اطلاعات و ماهیت ارزش"


  1. فرشید میگوید:

    زندیک جان سلام
    هنوز کتاب را تمام نکرده ام ولی از هر صفحه ای که خواندم لذت بردم. بسیار وزین و باارزش نوشتی. تمامش که کردم سوالهایم را اینجا می نویسم.
    یکبار دیگر به من ثابت شد که سوسیالیسم ایرانی میتواند از این شعارهای سیاسی و فحش های قبیله ای بیرون بیاید و موضوعات را با نگرشی علمی و صادقانه بررسی کند و برای جامعه ایران حقیقتا چاره جوئی کند.
    شعر مقدمه هم بسیار زیبا و عالی بود

  2. محمد حسین میگوید:

    در این کتاب نکات بسیار جالبی است که برای مدت طولانی مورد بحث جنبش چپ بوده است.
    من به وجود طبقه کاراندیشان اعتقاد ندارم و آنها را همان کارگران نوین میدانم اما با روشهای کار پیچیده تر، ولی اشاراتی که به جزئیات و فرمولهای محاسبه ارزش اطلاعات شده است بسیار جالب و نوین هستند.
    به خصوص مسئله وجود میدان گرانشی منطقی عام و خاص کاملا جدید است.
    شعر اول کتاب هم شعر جالبی است و بر خواننده تاثیر میگذارد.

    موفق باشید

  3. کریم میگوید:

    این کتاب یک جریان انحرافی است و کمونیسم کارگری باید در برابر آن مقابله کند.
    نباید فریب ظاهر را خورد و این کتاب به هیچ وجه یک کتاب کمونیستی نیست و نویسنده به جز انحراف جریان هدفی ندارد.
    رفقا نباید بگذارند که این قبیل تفکرات در جریان اصلی چپ انحراف ایجاد کنند.

    • Zendic میگوید:

      به کریم:
      نمی توان اندیشۀ حقیقتاً نوینی را مطرح نمود بدون آنکه از شیوۀ تفکر غالب و سنتی فاصله گرفت. این چیزی را که شما نام «انحراف» به آن می دهید را در ترمینولوژی سیاسی میگویند: «دگراندیشی»
      ضمن اینکه من نمیدانم رفقای شما چگونه میتوانند نگذارند که این تفکرات در «جریان اصلی» تغییر ایجاد کنند؟ یعنی رفقایتان چه کار باید بکنند؟ جریان اصلی دیگر کدام جریان است؟
      بدون اینکه قصد توهین داشته باشم، تصور میکنم که تقویم و ساعت مچی شما در بعدازظهر تاریخ 5 اکتبر 1917 گیر کرده است.
      بهرحال این کتاب نیز چند کلمه ای است (قضاوت بر صحیح یا غلط بودن آن به عهدۀ خواننده است) در جهت تکامل اندیشۀ سوسیالیستی.

      پیروز و سربلند باشی
      زندیک

  4. فرشید میگوید:

    طبقه کاراندیشان! ماهیت دوگانه کار تولید اطلات! دیکتاتوری پرولتاریا بر اساس میدان گرانشی منطقی خاص!
    من بسیشتر اثار مارکسیستی را به فارسی و انگلیسی مطالعه میکنم ولی این عبارت ها را در کتاب دیگری نمیشود پیدا کرد.
    رفیق عزیز زندک، توکی هستی؟ چرا خودت را معرفی نمیکنی تا همه از این سخنان استفاده کنند؟

    به کریم:
    مدتها است که در جنبش چپ کسی جرات نکرده از این عبارات جدید استفاده کند. کمونیسم کارگری نباید این تفکرات را مسدود کند بلکه باید به آنها نیدان بدهد و تقویت شان کند زیرا جنبش چپ بسیار به این تفکرات جدید نیازمند است.
    اگر زنده یاد منصور حکمت هنوز در میان ما بود، خودش بسیار علاقمند به این کتاب میشد و در حزب به این سخنان پایگاه دائمی میداد. ما نیز باید چنین کنیم و جلوی این تفکرات را هیچوقت سد نکنیم.

  5. Zendic میگوید:

    رفیق گرامی فرشید،

    من نه نیازی به این تعریف و تمجیدهای شما دارم، نه اینکه کمونیسم کارگری به هیچ شکلی قادر است جلوی اندیشه های مرا سد کند و نه اینکه اصلاً نیازی به اینگونه میدان دادن ها توسط کمونیسم کارگری دارم. من به هیچ میدانی محتاج نیستم. این کتاب به سادگی در همین گوشۀ فراموش شده اینترنت باقی خواهد ماند و در روز مقتضی، مخاطبان خویش را نیز خواهد یافت.
    اگر آن جریانی را که شما به عنوان «کمونیسم کارگری» معرفی میکنید، واقعا مرد میدان است و خود را در چاله های تاریک ژورنالیسم بورژوائی و رهبریت های کاریسماتیک گم نکرده است، مانند هر جریان دیگری میتواند مفاهیم ارائه شده در این کتاب را به نقد بکشاند و نتیجتاً به من فرصت مناسبی بدهد تا پاسخ درخوری در برابر نقد دلیرانه شان بیان کنم.
    وگرنه بنده بازیکن مسابقات فوتبال نیستم که به این تعاریف و کف زدن ها و «میدان دادن» ها نیازی داشته باشم.

    پیروز باشید
    زندیک

  6. نام محفوظ میگوید:

    سوسیالیسم در ایران هر روز در حال رشد و شکوفائی است اما سوسیالیسم خارج از کشور هر روز در حال افول و رکود است. منظورم کسانی است که از سوسیالیسم فقط مبارزه سیاسی و قدرت طلبی و کسب قدرت را میفهمند و از این نظر با هیچ گروه و دسته دیگری (راست و چپ و سلطنت طلب) تفاوت ندارند.
    من در شیراز زندگی میکنم و دانشجوی دانشکده فنی مهندسی شهید باهنر هستم و اتفاقا با کتاب اطلاعات و ماهیت ارزش آشنا شدم (دوستم آنرا معرفی کرد) و از خواندن آن دیدگاه های بسیاری را آموختم. نویسنده ای که جرأت میکند بگوید من به پیامبر اسلام فحش نمیدهم، میهنم را دوست دارم، که من خود را غلام حافظ شیراز میدانم، که مولانا میخوانم …!!! نویسنده ای که از معنویت حقیقی و انقلاب حقیقی و مراقبه و آسودگی روح سخن میگوید و با تمام همه اینها خود را سوسیالیست میداند و همه اینها را مانعی بر عقاید خود نمی انگارد !!!
    این راه حقیقی به سوی جامعه گرائی ایرانی است و سخن از رشد و تعالی انسانی ای میدهد که امروزه بسیار کمیاب است.
    سوسیالیسم به عنوان یک گزینه (نه یک راه حل) در تمام سازماندهی های دانشجوئی در شیراز مطرح می شود. باید بگویم تهران از این نظر از شیراز بسیار عقبتر است. ما از سوسیالیسم نمیترسیم. اما ما گزینه سوسیالیستی را دارای نواقصی میدانیم که برای جامعه ایران امروز کارآ نیستند. بحث های ارائه شده در کتاب شما، بسیاری از این نواقص را برطرف میکند و مکان دیگری برای بحث های بسیار مفید و سودمندی را برای دانشجویان ایجاد میکند.
    زندیک عزیز، در این راه موفق باشی و منتظر نوشته های بعدی شما هستیم.

  7. Zendic میگوید:

    دوست عزیزم – نام محفوظ

    از پیام گرم و صمیمانه ات ممنونم.
    سوسیالیسم برای من اما یک گزینه نیست، بلکه یک روش تحقیق است که میبایست هرروز تکامل یابد، با زمان تغییر کند و سیر خویش را به سوی یک اندیشه متکامل بپیماید. سوسیالیسم همانطور که به زیبائی گفته ای یک راه حل هم نیست بلکه فقط یک روش (الگوریتم) برای یافتن راه حل است. با این روش در هر جامعه مفروضی میبایست در جستجوی راه حلی بود که مختص آن جامعه است. ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست.
    هر چند که من به چپ و سوسیالیسم خارج از کشوری همانقدر احترام میگذارم که لایق آن است، ولی روی سخن من به هیچ وجه چپ خارج از کشور نیست. شکی ندارم که این چپ سیاسی، اندیشه های مرا به خود جذب نخواهد کرد زیرا اساساً توانائی جذب اندیشه های نوین را تا حد زیادی (در میان همه جدل های سیاسی) از دست داده است، بنابراین خیالت راحت باشد که نه آنها واقعاً مرا میخواهند و نه من آنها را.
    اگر در بحثهای خود به مطلبی برخوردید که مبهم بود و نیاز به توضیح روشنتری داشت، مرا از طریق این وبلاگ یا ایمیل مطلع کن. من با بحثهای دانشجوئی حول محور سوسیالیسم کمابیش آشنا هستم و در بسیاری از این بحثها به دنبال رهیافت های جدیدی میگردم.

    پیروز و سربلند باشی
    زندیک

  8. فردا میگوید:

    زندیک عزیز ،
    بسیار خوشحالم از پیدا کردن کتاب پر ارزشتان چرا که ما ایرانیان جدا با کمبود منابع درست و تحریف نشده تاریخ کشورمان مواجه هستیم.
    در حال خواندن کتابتان هستم و به این مطلب برخوردم که سلمان فارسی یک ایرانی و مزدکی بوده. خیلی برایم جالب بود. اگر امکان دارد راجع به این موضوع بیشتر اطلاعات بدهید.

  9. pedram میگوید:

    من تازه کتاب رو دانلود کردم
    میرم که بخونمش. گفتم قبلش ازتون تشکر کنم.
    البته هرچقدر تشکر کنم برای این کار با ارزش شما کم خواهد بود

  10. نسترن میگوید:

    زندیک عزیز،

    کتاب به این با ارزشی و زیبائی را به اسم مستعار و بصورت پی دی اف برای دانلود گذاشتی.
    شاید فکر کنی که کسی ارزش این عشق و فروتنی را نمیفهمد. چرا من میفهمم و خیلی های دیگر هم میفهمند.
    و من باور میکنم وقتی که میگوئی (این کتاب کالا نیست)
    قلمت را دوست دارم، پر از انرژی و عشق و صفا است. ای کاش صدها کتاب نوشته بودی و همه را (به نام انسان) آغاز میکردی.

    نسترن

  11. پاچاکوتی هیروهیتو میگوید:

    آها… پس شما رویزیونیستی رفیق… (البته به نظرم این عقیده با اسم “زندیک” چندان سازگار نباشه که خودش از اشکال نسبة بدوی سوسیالیسمه.) من بین اشکال قدیمی تر، بیشتر سوسیالیسم مذهبی اینکاها رو قبول دارم چون بیشتر به استالینیسم و خوجه ایسم شباهت داره (و بلکه پاچاکوتی هیروهیتوئیسم!) ولی قبل از اظهار نظر کلی، این کتاب رو میخونم باشد که هدایت شوم. با تشکر از این همه زحمات بی دریغ و بی پایان.

  12. Zendic میگوید:

    پاچاکوتی عزیز، اینکه کتاب این حقیر را نخوانده، موفق به کشف تاریخی شده اید که بنده رویزیونیست هستم، نشانگر قدرت قضاوت سحر آمیز و ماوراءالطبیعه شما است. یک کتاب دیگر هم دارم که هنوز نه محتوایش معلوم است و نه اسمش و نه تاریخ انتشارش. پس بی زحمت آن را هم پیشپیشکی نقد بفرمائید تا سایر خوانندگان با این طنز دوپهلو کمی خستگی در بکنند.

  13. پاچاکوتی هیروهیتو میگوید:

    نه این رو از روی جواب یکی از کامنت ها حدس زدم. ولی اگه خوشت نمیاد جواب حرفامو بدی یا سرت شلوغه و هزار گرفتاری داری (منم جواب نمیخوام فقط خوشم میاد اینجا کامنت بذارم. از جو این سایتخوشم میاد.) قطعا میتونی نظراتم رو تأیید نکنی یا مثلا فحش ناقابلی زیرشون اضافه کنی. باور کن ناراحت نمیشم.
    ولی در مورد زندیقان، به نظرم یکم شرم آوره چون طبق متون تاریخی به اشتراک در زنان اعتقاد داشتن. یعنی زن رو هم کالای قابل اشتراک میدونستن که واقعا نفرت انگیزه! اینها رو چطور میشه سوسیال که هیچ؛ اصلا انسان به حساب آورد؟!

  14. پاچاکوتی هیروهیتو میگوید:

    مشتاقانه منتظرم!

  15. بBabak میگوید:

    سوسیالیسم ایده ای نیست که یه کسی الهام شده باشد. و در طول ناریخ عده ای از این موهبت برخوردارشده اند که به این ایده دست پیدا کرده اند.سوسیالیسم ساخت اجتماعی اقتصادی تکامل مشخص تاریخی جامعه بشری است. سوسیالیسم پاسخ مشخص به تضادهای لاینحل جامعه سرمایه داری است که بر مبنای استثمار انسان از انسان قرار گرفته است. سوسیالیسم در تاریخ گم نشده است بلکه مرحله خاصی از تکامل جامعه بشری است. سوسیالیسم علمی که همان دیکتاتوری پرولتاریاست یک ساخت اجتماعی و اقتصادی جهانی است و نمی تواند متعلق به یک ملت خاص باشد همانطور که پرولتاریا یک طبقه بین المللی است. دیکتاتوری پرولتاریا به مفهوم نابودی همِۀ آن ساختار هائی که بر مبنای لستثمار انسان از انسان قرار گرفته است.

  16. Zendic میگوید:

    بابک عزیز، ضمن اینکه با منظور کلی شما موافق هستم، اما درباره این احکام کلی باید اندکی مراقب باشیم:
    - وقتی می‌گوئیم «سوسیالیسم ایده‌ای نیست که به‌کسی الهام شده باشد» باید مراقب بود که وجود آرمانگرائی و ویژگی آرمان گرائی در مورد انسان‌های مختلف را انکار نکنیم. در طول تاریخ آدمهای ویژه‌ای به سبب خاستگاه طبقاتی خود و توان ویژه‌ای که در رهبری مبارزۀ طبقاتی داشته‌اند، خود را از سایر انسان‌های زمان خویش متمایز نموده‌اند. اینها الهام شدگان نیستند، بلکه صرفاً آدمهائی هستند که توان و قدرت رهبری آرمانگرایانه خود را به‌طور ویژه‌ای در اختیار بشریت زمان خویش قرار داده‌اند. یکی از این آدمها (در کنار مارکس و لنین و انگلس و رزا لوکزامبورگ و غیره) که نقش ویژه‌ای در تاریخ مبارزه طبقاتی در ایران دارد، مزدک است.
    - وقتی می‌گوئیم «سوسیالیسم ساخت اجتماعی اقتصادی تکامل مشخص تاریخی جامعه بشری است» باید مراقب بود که سوسیالیسم را به‌طور طبیعی، جبری و محتوم حاصل تکامل نظام اقتصادی و اجتماعی جامعه بشری ندانیم. سوسیالیسم بر خلاف سرمایه‌داری که حاصل جبری تکامل نظام اقتصادی بر مبنای تولید و مبادله کالائی است، یک نظام تکامل یافته و خودبخودی نیست و نمی‌تواند باشد. سوسیالیسم نظامی است که (اگر) بر پا شود، تنها حاصل اراده و کوشش آگاهانه، شورائی و جمعی نوع بشر به‌طور عام و پرولتاریا به‌طور خاص است. بدون وجود این آگاهی، نوع بشر به‌طور خودبخودی به‌سوی تکامل و سوسیالیسم حرکت نخواهد کرد.
    - وقتی می‌گوئیم «سوسیالیسم در تاریخ گم نشده است» باید مراقب باشیم که ریشه‌های تاریخی مبارزه طبقاتی و کوشش آگاهانه به‌سوی محو طبقات اجتماعی که خود جان کلام سوسیالیسم است را به فراموشی نسپریم. در جامعۀ ایران برای نخستین بار این جنبش مزدکیان است که این آرمان را از آرزوئی انفرادی به کوشش و آرمانی اجتماعی مبدل می‌کند.
    با تمام اینها از کلام شما بر می‌آید که شما تاکنون فقط فصل اول کتاب اطلاعات و ماهیت ارزش را خوانده‌اید که البته محتوی شعر و افسانه و داستان‌های عاطفی برای آغاز گفتار است. در صورت تمایل به درگیری با مسائل دقیق‌تر و علمی‌تر بحث؛ فصول بعدی کتاب را نیز مطالعه نمائید.

    با تشکر از پیام پر مهر شما
    زندیک

  17. پرواز میگوید:

    زنديك عزيز ، ماركس در جايي بدين مضمون گفته است : فلاسفه تا كنون جهان را تفسير كرده اند اما امروزه مسئله تغيير جهان است . وقتي به متن كتاب شما رجوع مي كني نمي داني كه اين متن يك نوشته علمي است يا تاريخي يا يك داستان است از اين لحاظ نمي تواني آنرا جدي بگيري ، كتاب شما را فقط مي توان در حوزه زيباشناسي مورد برسي قرار داد . من در سايت شما ترجمه اي ساده از كاپيتال را ديدم كه توجه ام را جلب كرد ، خواستم آنرا بخوانم ، حالا مي فهم چرا هابر ماس پيشنهاد داده بود براي خواندن كاپيتال از فصل دوم شروع كنيد زيرا فصل اول خيلي فلسفي است . البته اين گفته هابر ماس در مورد كتاب سرمايه نابجاست ، بيشتر در مورد كتاب سوسياليسم عرفاني شما صدق مي كند . ( اين را هم بگوييم من تا صفحه 100 بيشتر نخواندم ) و اما در مورد سوسياليسم ، شيوه توليدي سوسياليسم در پاسخ به شيوه توليدي سرمايه داري كه جهاني است بايد جهاني باشد ، اگر به منطقه خاصي تعلق داشته باشد انطور كه مي گوييد مزدك بوجود آورد همان كمونيسم بدوي مي تواند باشد كه در دوران كمون اشتراكي اوليه وجود داشت ولي بعلت ناتوان بودن از تامين نيازهاي جامعه فرو ريخت ، شيوه توليدي سوسياليسم بايد بر مبناي فراواني نيازهاي مادي كه شيوه توليدي سرمايه داري نمي تواند در سارسر جهان تحقق بخشد ، بوجود خواهد آمد .

  18. پرواز میگوید:

    سلام
    در توضيح نوشته بالا اين را مي خواستم بگوييم كه پاسخ شما به بابك را نخوانده بودم و در كل گفته شما در بالا را قبول دارم كه سوسياليسم جزمي نيست !

  19. samand میگوید:

    evma.zipرا نتوانستم باهیچ نرم افزاری باز کنم!
    راهنماییم کنید تا بتوانم آنر بخوانم.
    با سپاس


لطفا پیام و مشخصات خود را اینجا تایپ کنید
نام (یا نام مستعار)
ای - میل (مخفی می ماند)
وب سایت
پیام

Current day month ye@r *