از من به‌سوی ما | چند کلمه حرف جامعه‌گرا برای دل‌خودمان

01 August
21Comments

راه من و تو…

داغ لعنت خورده …Execution
در این شب افسرده که فریادی نیست
وز یاد عزیز رفقا یادی نیست
آن زنده رفیقان که به هر گوشۀ حبس
جان و دلشان را خبر از دادی نیست
اعدام بنی عاشق بی رنگ و ریا
از عشق که جز جوهر الحادی نیست
در خاک برآمیزم اگر مست و خراب
می ریز به خاکم که مرا شادی نیست
دل را مده بر ظاهر «روحانی»ها
راه من و تو جنبش خردادی نیست!
برخیز تو ای داغ ز لعنت خورده
کین زمزمه جز نغمۀ آزادی نیست
بیداری فردا به دلم نزدیک است
سال دو هزار و صد میلادی نیست …

بیگانه منم؟!
بیگانه توئی حزب دغل کارگری
چون پینۀ «کار» را ز کف دادی، نیست
سرمایه چو ماری به تنت چنبره است
سرمایه چنین است و پریزادی نیست
غلاظ، تو که محرم این راز نه ای
آن نغمه ز عشق است، ز شدادی نیست
کان دولت عشق است که یاران گویند
وین کار تو جز دولت بر بادی نیست
معروفه چه خوشرنگ بزک کرده ولی
این کهنه عروس مال دامادی نیست!
سرمایه چه شیرین ببرد بازی نقد
مادام که نقدها بنیادی نیست
هرگز نکنی فهم پرولترها را
کان فاهمه ارقامی و اعدادی نیست

از اینجا تا صبح…
ای عاشق شب دیده، مرا صبح توئی
کین کوچه مرا خانۀ آبادی نیست
شرم است که این فاهمه پنهان دارم
دل را به جز از چشم تو بیدادی نیست
در وصل نگاهت ز دلم رفته حیا
وین زخم دل از خنجر پولادی نیست
با من بنواز، مست و خوی کرده و ناز
روزی که در آن نعرۀ جلادی نیست
از نغمۀ زندیک و نوای سازش
گلها شکفند گرچه میعادی نیست
آری، کمونیست ها شیرین سخنند
با لطف بیانی که خدادادی نیست

زندیک
11 مرداد 1392
به تمامی آنهائی که بی فریاد رس به دیوارهای بیداد زندان مینگرند

—-
در این شعر منظور از حزب دغل کارگری، «کمونیسم کارگری» است

 

21 پیام ارسال شده است به "راه من و تو…"


  1. ویولن زن روی بام میگوید:

    ای عاشق شب دیده، مرا صبح توئی…
    بسیار زیبا و دلنواز است. کمونیست شیرین سخن!

  2. عضو میگوید:

    جناب زندیقک شاعر مسلک! بعد از سالها تجربه سیاسی به این نتیجه رسیده ام که هرکس به کمونیسم کارگری و منصور حکمت کبیر چنین توهینی میکند، آخرش سر از کاسه لیسی رژیم فاشیستی جمهوری اسلامی در میآود!!!
    ما برای جنبش عظیم کمونیسم کارگری برای سرنگونی همه جانبه رژیم اسلامی و تصرف قدرت سیاسی در ایران توسط طبقه کارگر آماده میشویم و امثال بیشرفی مثل تو فقط قصد تأخیر در این پروسه را دارند! جرأت داری این کامنت را چاپ کن تا همه بدانند با چه … طرف هستند!!!!

  3. Zendic میگوید:

    آقا یا خانم عضو،
    صحبت جرأت نبود، ولی خیلی شک داشتم این کامنت شما را منتشر کنم یا نه. روزی نیست که دوستان شما از این کامنت ها در این وبلاگ ننویسند و من ناگزیرم به خاطر شدت ناسزاهایشان آنرا حذف کنم. اینبار حذف نکردم تا وقتی که میگویم «حزب دغل کارگران» شما چنین عیان و آشکار و به زبان خودتان گفته باشید و به همه فهمانده باشید که با چه … طرف هستند.

  4. کاظم میگوید:

    زندیک عزیز، شعر بسیار زیبا و عاشقانه ای است بخصوص بخش اخرش که ویولن زن گرامی اشاره کردند. پیشنها دارم که بخش کمونیسم کارگری را از این شعر حذف کنی تا این رفقا بهشان بر نخورد و کمی هم از شعر لذت ببرند.

  5. Zendic میگوید:

    کاظم عزیز پیشنهادت را میفهمم ولی خیر، حذف نمیکنم. زیرا اولا من هیچ «رفیق» کمونیست کارگری ندارم و به احتمال قریب به یقین هم نخواهم داشت. دوما اینکه من اهل شعر عاشقانه و عارفانه آسمانی و بیطرف نیستم. هر ستودن حقیقی از زیبائی باید آنرا محفاظت هم بکند. هر گلی خاری نیز دارد. تو گلهایش را بخوان و خارهایش را ندیده بگیر.

  6. آنتی زندیک میگوید:

    آشکار کردن هویت آشغالهائی مثل تو یک عمل انقلابی است. تا نتوانی پشت این نقاب مسخره زندیقت پنهان بشوی و هر مزخرفی که به دهانت می آید را به جنبش کبیر کمونیستی کارگری ایران بچسبانی. منصور حکمت هزار بار بیشتر از امثال تو با ادبیات فارسی آشنا بود و آثار او از عمیق ترین و پرمعنی ترین آثار ادبی معاصر هستند. امثال تو کور هستید و نمیبینید.

  7. Zendic میگوید:

    آقا یا خانم آنتی زندیک، سوای تهدید شما به افشای هویت که نمیدانم با کدام پرنسیپ «انقلابی»تان آنرا توجیه میکنید، و من آنرا شایسه پاسخ نمیدانم، ولی لطفا از آثار ادبی فارسی منصور حکمت که بدیهی است هزار بار از شیخ سعدی هم بهمان تر است، چند مثال هم بزنید (میتوانید لینک آثار را هم در اینجا تایپ کنید) تا ما ناغافلان و کوردلان هم از وجود چنین گنجینه بی همتا ولی هنوز ناشناخته ادبیات آگاه شویم.

  8. آنتی زندیک میگوید:

    چشم کورت را باز کن و آرشیو و مجموعه آثار منصور حکمت کبیر را یکبار بخوان (اگر سواد خواندن داری) تا ارزش ادبی آنها برایت روشن شود.

  9. Zendic میگوید:

    مجموعه آثار منصور حکمت که کلکسیون بی نظمی از نوشته های پراکنده است، را به دقت خوانده ام. شاید بشود گفت که برای بررسی تاریخچه یک تفکر تقریبا منسوخ در چپ مهاجر، این نوشته ها ارزش تحقیقی دارند. اما هیچ آدم راستگوئی که حتی چند سطر شعر بی سر و ته و نقطه سر خطی (به خطا معروف به شعر نو) معاصر ایران را خوانده باشد، نمیتواند ذره ای ارزش ادبی در این آثار کشف کند.
    عزیزم، ایران سرزمین ادیبان و شاعران و شیرین سخنان است. خودت را بیش از این با این کامنت هایت آزار نده. اهل شعر اگر نیستی مرا هم بیش از این آزار نده.

  10. 20 سال حکتیست میگوید:

    آقای زندیک،
    من این برخورد کامنت های بالا را در چهارچوب پرنسیپ های یک حکمتیست نمیدانم و اصولا شک دارم چه کسانی چنین حرفهائی را به کمونیسم کارگری نسبت میدهند؟! من مشکل شما را با کمونیسم کارگری نمیدانم چه هست ولی هرچه که هست حتما برای خودتان اهمیت دارد.
    شعرتان بسیار موزون و هماهنگ است و اگر با ناسزائی مثل غلاظ آنرا آلوده نمیکردید، اثر ادبی ارزشمندی بود.

  11. Zendic میگوید:

    آقا یا خانم 20 سال حکمتیست،
    این یک شعر است و مقاله نیست. برای دانستن «مشکل» به مقالات نقد یک دنیای بهتر و سوسیالیسم جنبش بازگرداندن اختیار به انسان نیست مراجعه کنید.
    ضمناً واژه غلاظ و شداد به هیچ وجه ناسزا نیست. غلاظ به معنی کسی که سخن تند میگوید و شداد به معنی کسی که عمل تند و شدید انجام میدهد.
    دهخدا درباره این واژه میگوید:
    غلاظ شداد. [ غ ِ ظِ ش ِ ] (ص مرکب ) (ملائکه ٔ…) فرشتگان سخت و درشتخو و سنگدل . ستبرجگران سخت خشمان . (کشف الاسرار ج 10 ص 153). مأخوذ است از آیه ٔ «علیها ملائکة غلاظ شداد». (قرآن 6/66). غلاظ، ج ِ غلیظ. رجوع به شداد شود.
    که البته برخی اینرا آیه 666 قرآن میدانند که توسط خود شیطان در گوش محمد نواخته شده است!
    چرا؟ چونکه در همه قرآن ملائک مهربان و آسانگیر و زیبا و خردمند و غیره هستند به جز همین آیه 666 که در آن ناگهان ملائک غلاظ و شداد میشوند.

  12. کاشانی میگوید:

    بحث جالب شدد! رفتم دیدم که بعله!!! این آیه 6 از سوره 66 التحریم است!! مثل اینکه داستان آیات شیطانی همچنین بی اساس هم نیست و شیطان رجیم هم از دست اندرکاران فعال فرآن بوده!

  13. Zendic میگوید:

    آیه 666:
    يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَارًا وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ عَلَيْهَا مَلَائِكَةٌ غِلَاظٌ شِدَادٌ لَا يَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَيَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ
    اى مؤمنان خود و خانواده‏تان را از آتشى حفظ كنيد كه هيزم آن مردم و سنگها هستند و فرشتگانى درشت‏خو و سخت‏رو بر آن گمارده‏اند كه از خداوند در آنچه فرمانشان دهد سرپيچى نمى‏كنند، و هر چه به ايشان فرمان داده مى‏شود، انجام دهند (۶)
    —-
    به زبان خودمانی یعنی خلاصه ایمان بیاور وگرنه خودت و خانواده ات را در آتش جزغاله میکنیم!!!

  14. کانفیوز میگوید:

    از یکطرف به کمونیست کارگری فحش و دروری میگی و از طرف دیگه به قرآن؟ خودت میدونی اصلا چی میگی؟!

  15. Zendic میگوید:

    کانفیوز جان، البته اینها با فحش و دری وری کمی فرق دارد ولی منظورت را میفهمم. آری عزیزم. سرمایه هزار چهره دارد. یا به قول یاغی شیراز: «این عجوز، عروس هزار داماد است!» رنگ سرخابی کمونیسم کارگری، رنگ قهوه ای قرآن و سبزی جنبش خرداد، سه جلوۀ چشمنواز آن هستند.
    997 جلوه و چهرۀ بزک کردۀ دیگرش باشد برای شعرهای بعدی…

  16. عضو میگوید:

    [پیام شما حذف شد]
    آقا یا خانم «عضو»، پیام شما را حذف کردم. نه به خاطر ناسزاها و تهدیدهایش، بلکه به خاطر اینکه در اینکار بسیار مبالغه کرده ای، مصرانه از نام مستعار «عضو» استفاده میکنی که به طور خودکار عضویت تو را در یکی از جریانات کمونیسم کارگری اصرار میکند، از آی پی آدرس پروکسی استفاده میکنی بدون اینکه ایمیل آدرس درستی بدهی، ولی در عین حال در میان ناسزاهایت از واژه هائی استفاده میکنی که در هیچ کجای ادبیات کمونیسم کارگری پیدا نمیشود!
    از اینرو صادقانه باور دارم که تو هیچ ربطی به هیچیک از جریانات کمونیسم کارگری نداری و در اینجا به دنبال کار عجیب دیگری هستی. اینکارت هرچه هست مبارکت باشد ولی خودت را بیش از این مضحکه ما نکن.
    پیامهای بعدی ات هم بدون هیچ توضیح دیگری حذف میشود. زندیک

  17. دوست میگوید:

    با اجازه دادن به این جور پیام هها ارزش این شعر پر معنی را نابود کردی. از ما گفتن. متاسفم.

  18. Zendic میگوید:

    «دوست» عزیز، اینقدر ها هم برای این وراجی های موزون من ارزش قائل نباش. ارزش ماهیت مبادله است. به کره واقعی زمین خوش آمدی! من که نمیتوانم بروم توی کره مریخ شعر بگویم؟

  19. رضا ریحانی میگوید:

    آغا یا خانم عضو:

    البته برای لیدر یک حزب کاغذی و فاقد هرگونه سابقه مبارزاتی شناخته شده در زمان شاه، برای لیدر “حزبی” که افتخار رهبرانش آن است که کمونیسم‌شان “اروپایی” است، برای لیدر “حزبی” که از زمان تشکیل در بزرگترین مسایل جنبش انقلابی نشان داده که بیشتر پرو امپریالیسم بوده تا ضد امپریالیسم و سرمایه، نمایش این نوع “چپ ستیزی” و کوبیدن تمام ارزش های مبارزاتی کمونیستی تا حد زیادی قابل فهم است.

  20. مهدی میگوید:

    با درود به رفیق زندیک گرامی شعر انقلابی

    آقا یا خانم عضو،
    شمام مثِ فرقه رجوی هر کی با شما نیست از دارو دسته حکومتیست!!خخخخخ

    خیر!
    کمونیست کارگری یا مَشد حکمتیست ها را زندیک بخوبی در یک دنیای بهتر گام بگام تفسیر کرده است.
    فاتحه آنها خیلی وقته خوانده و خرمای آنها هم با چایی نوشیده ایم همچنین منصور حکمت که گویا ساواکی دوران ستم شاهی با نام دیگری بوده است و اسرائیل فرزند خلف آمریکای امپریالیست را کشوری دمکراتیک نامید! هاهاهاهههههه.

    راه کارگری ها فرزند خلف توده ای اکثریتی های خائن هستند که نهایت همکاری را با حکومت ددمنش اسلام داشتند.
    زمانی ام که حکومت آغز به کشتار خودشان کرد تشریف بردن شمال کردستان و مدتی آنجا تشریف داشتن تا اینکه منطقه را به حکومت لو دادن و رزیم منفور و وحشی آنجا را با خاک یکسان کرد.
    برای دونستنش یا از سرکرده های آن مثل محمدرضا شالگونی یا امیر خرمهره ای لنگرودی سوال بفرمائید!
    اگر پاسخ ندادن مراجعه به دوسال پیش افشاگری های ادبستان کاوه آهنگر که امیر و دارو دسته اش خفه خون گرفتن کنید.
    تو سوئد تا نامکمونیست میاد همه فکر میکنند کمونیست فقط راه کارگریست که همیشه کاسه گدایی اشون دست امیر خرمهره ای و دارو دسته مفقخورشه!.
    همین امیر خرمهره ای پولهایی را که بنام کارگران زندانی جمع آوری میکند را غورت داده و یه سطل آبی که جلوی الاغ میزارن روش بالا کشیده است.
    این حصرات مدافعان سرمایه داری اند
    برید تحقیق کنید ویلا هایشان چه تو شهری که زندگی میکنند و همینطور ایران خریده اند را بشناسید.

    عزت زیاد

  21. Zendic میگوید:

    آقای مهدی
    آنچه که من به عنوان نقد بر برنامه حزب کمونیست کارگری نوشتم و اگر در این شعر حزب را “بیگانه” نامیده ام بدین معنی نیست که کوچکترین ارزشی قائل باشم به پیامهائی از قبیل اینکه «منصور حکمت قبلا ساواکی بوده است!». لطفا پس از این از تایپ کردن چنین اتهامات خنده دار در این وبلاگ خودداری کنید، وگرنه خود را بی اجازه «رفیق» من ننامید. جهت اطلاع شما منصور حکمت نه ساواکی بوده است و نه عضو هیچ فرقه امنیتی دیگری. وی بنیانگزار و تئوریسین خطی در نام و نشان سوسیالیستی است که در عمل آزادی های سرمایه را در قالب سوسیالیسم تئوریزه میکند. این نظریات بخشی از مراحل رشد سرمایه در ایران است و از آن گریزی نیست. ضمنا بنده نیز اسرائیل را کشوری «دموکراتیک» مینامم: به معنی «دموکراسی» سرمایه داری که هیچ تفاوتی از نظر عملی با آدمخواری و سبعیت ندارد!
    ضمنا اگر فرصتی شد لطفا نگاهی به آمار اعدام شدگان راه کارگر بیاندازید تا ببینید راه کارگری ها نیز «نهایت همکاری» را با جمهوری اسلامی نکرده اند و نمیکنند.


لطفا پیام و مشخصات خود را اینجا تایپ کنید
نام (یا نام مستعار)
ای - میل (مخفی می ماند)
وب سایت
پیام

Current day month ye@r *