از من به‌سوی ما | چند کلمه حرف جامعه‌گرا برای دل‌خودمان

31 December
0Comments

ای مرغ سحر

ای مرغ سحر، چهره ام و اشک روان راSyria girl
لطف نظری کن که ببینی غم جان را
اندوه من و فلسفۀ بیخبران را
این راه من و خاک ره کارگران را
این اشک من و داغ دل رنجبران را

مرغ سحرم، نوع بشر را نظری کن
بر شام اسف، گر نظرت شد گذری کن
موجود دو پا را دگر از خود خبری کن
بر محنت سوریه به لطفت سفری کن
این شام جنون سوختۀ رنج کشان را

القاعده، الله و سلف، دار مجانین
جیش الاخوان، پنجه خونبار خوانین
پایان زمان است در این ساعت خونین
بر رسم جنایت زده، قرآن و قوانین
اینها که بریدند سر دخترکان را

این دخترکم چون گل سرخی سکناتن
دامان سپیدش چو حیات البرکاتن
در مدرسه می گفت به گلرقص و تلاطم
فاعل فعلن مفتعلن مفتعلاتن
حق بود که می دید به یک عمر جهان را

مرغ سحرم، بس نکن این ناله و فریاد
این قافلۀ شوم کجا گوش به ما داد
معروفه بزک کرده به مقصود دو داماد
از هر چه که دلالی سرمایه آزاد
بر خرده چپ و خرده کش تخت روان را

این بیشرفان کین خط خود چپ بنمایند
وین بیطرفان عضو به هر حزب هوایند
چون بره به هر مسجد و هر خانه روایند
دست و دل خود در کف سرمایه گشایند
ارزان بفروشند چنین بار گران را

مرغ سحرم، نغمۀ نوع بشر آوا
آن جامه بیانداز و به چهر بشر آرا
انسان به یکی زمزمۀ عشق بیارا
چپ باد هوا نیست، به شورش تو بیاوا
تا نغمه زند زمزمۀ کارگران را

برخیز تو ای خورده به چهرت غم و لعنت
برخیز تو ای شام پر از ناله و محنت
برخیز تو ای آدم گمگشته به غربت
برخیز تو ای قرن پر از خون و جنایت
فریاد کن ای مرغ سحر دردکشان را

——
برای سوریه در جنون سوخته و این چپ خرده بورژوا که نمی داند میان کارگران و زحمتکشان و سلف و القاعده کدامین را انتخاب کند و لاجرم در عمل اعلام بیطرفی میکند.
در این دار جنون، بیطرفی، عین طرفداری از سرمایه است.

10 دیماه 1392
زندیک

 
هنوز پیامی ارسال نشده است.
لطفا پیام و مشخصات خود را اینجا تایپ کنید
نام (یا نام مستعار)
ای - میل (مخفی می ماند)
وب سایت
پیام

Current day month ye@r *