از من به‌سوی ما | چند کلمه حرف جامعه‌گرا برای دل‌خودمان

20 February
31Comments

با «حکیم اُرُد بزرگ» چکار کنیم؟

جوان برومندی در خانۀ ما زندگی می‌کند که پانزده سال دارد و آرام آرام چهره‌ای مردانه پیدا می‌کند. نگران وضع موها و لباس خویش است، ورزش می‌کند، سخت درس می‌خواند و مانند همۀ جوان‌های پانزده سالۀ دیگر به‌شدت در معرض تهدید «عشق و دیگر اهریمنان» است. Red Book
این جوان تازه، از بدی شانس و روزگار ما، امسال عاشق فلسفه نیز شده است. نیچه را سرسری می‌خواند، سرکی به بارکلی می‌کشد، از کارل مارکس حسابی می‌ترسد، فکر می‌کند ملاصدرا آخوند است و هگل را یکجور خداوندگار سخن می‌پندارد.
بعد از کلی وقت صرف کردن دربارۀ فلسفۀ معاصر ایرانی در گوگل، امشب آمده و راجع به اردیسم (Orodism) از من سؤال می‌کند: بابا، این «حکیم اُرُد بزرگ» کیست؟
- حکیم ارد بزرگ؟!! به حق چیزهای نشنیده! در گوگل جستجو می‌کنم و در همان ضرب اول حکیم را می‌یابم. به وبلاگش می‌روم و بعله…، شوخی نیست. یک آدمی هست که واقعاً خودش را «حکیم ارد بزرگ» می‌نامد. نه اینکه فقط دیگران او را به این اسم بنامند. خودش هم خودش را حکیم می‌نامد و با نام حکیم ارد بزرگ امضا می‌کند.
اسم ایشان همین است و زندگینامه‌ای که از خودش در وبلاگ گذاشته است از این قرار است:
«حکیم ارد بزرگ (مجتبی شرکاء) در شهر مشهد بدنیا آمد پدر او محمد تقی و پدر بزرگش “بابا شرکاء” ( از بزرگان و ریش سفیدان شهر شیروان در خراسان شمالی) بوده است. مادرش “فاطمه جاهد طبسی” است او فرزند یکی از خوانین ایل قشقایی شیراز است که پس از درگیریهای مشروطیت مدتی به شهر طبس می‌رود و فامیل خویش را به “جاهد طبسی” تغییر می‌دهد و در نهایت عازم مشهد می‌شود. شاید یکی از بیشترین انگیزهای فعالیت‌های اجتماعی او را عمویش “محمد حسین شرکاء” ( از ریش سفیدان برجسته پیش از انقلاب در شهرستان شیروان) بوجود آورده باشد.»
به‌خودم می‌گویم مگر ماورائیت و مذهب کم نبود برای این جوانان بیچارۀ ایرانی؟ هر دم از این باغ بری می‌رسد، تازه‌تر از تازه تری می‌رسد. حالا با این آقای مجتبی شرکاء یا همان «حکیم ارد بزرگ» در خانه‌ام چکار کنم؟
ایشان دو تا فرضیه هم دارند که از خواندش از خنده روده بر می‌شوی: یک نظریه دارد به نام «قارۀ کهن» و یک نظریۀ دیگری به‌نام «کهکشان اندیشه». این دو نظریه را که اسامی دهان پرکنی دارند ولی در باطن کودکانه‌ترین تفکراتی هستند که شاید در قرن یازدهم هجری در میان دامداران آسیای میانه می‌توانستند چند مشتری پیدا کنند، در اینجا نمی‌آورم. سخن طولانی می‌شود. نظریات آقا مجتبی حداقل سیصدسال از تاریخ عقب هستند. برای خواندن آنها گوگل کن تا از سطح علمی این نظریات مطلع شوی.
اما او از روشی برای اشاعه «حکمتش» استفاده می‌کند که برای من آشنا است. او جملات بسیار کوتاه و همه‌پسند و غالباً عاری از مفاهیم دقیق را جمع‌آوری کرده و به تقلید از کتاب وندیداد اوستا به نام «فرگرد»های گوناگون به‌خورد جوانان ایرانی می‌دهد و نام مجموعۀ این تفکراتش را هم گذاشته است: کتاب سرخ!
این نام «کتاب سرخ» هم برای من بسیار سؤال برانگیز است.
این روش، یعنی استفاده از آموزه‌های کوتاه و قابل حفظ کردن، روش آموزشی زندیک‌ها نیز بوده است. برای سیری در خاستگاه زندیک‌ها به کتاب اطلاعات و ماهیت ارزش مراجعه کن. دلیل استفاده از آموزه‌های کوتاه و قابل حفظ پس از حملۀ اسلام این بوده‌است که زندیک‌ها هیچ چیز را نمی‌توانستند بر روی کاغذ بنویسند، هر سند کاغذی می‌توانست به مرگ فجیع یک زندیک منجر شود.
امروزه این سنت و روش زندیک‌ها استفادۀ دیگری نیز یافته است: برای جوانانی که وقت و حوصله درگیری با اندیشه‌ها و روش‌های تحقیق پیچیده و نسبتاً طولانی و ثقیل را ندارند، آموزه‌های کوتاه بسیار سودمند هستند. آنها این کلمات و عبارات را با خط نستعلیق می‌نویسند و بر دیوارهای اتاقشان می‌زنند و با این آموزه‌ها خو می‌گیرند و هر روز فکر خود را اینگونه سامان می‌دهند.
پس حکیم ارد بزرگ قاعدتاً باید چیزهائی از آموزه‌های زندیک‌ها بداند که این روش را کپی‌برداری کرده و به‌عنوان یک فلسفه و روش جدید ارائه می‌کند. چرا اینکار را می‌کند؟ هنوز نمی‌دانم. آیا برای پهن کردن دام دیگری از ارتجاع سیاه در میان جوانان و سپس معامله این جوانان به‌دام افتاده با دولت حاکم؟ یا برای تراشیدن «آلترناتیو» دیگری؟ باید به حکیم ارد بزرگ زمان بیشتری داد تا چهره‌اش را آشکارتر کند، ماسک‌های حکیمانه را کنار بزند تا کنه و عاقبت افکارش را ببینیم. تا ببینیم مقصودش از قارۀ کهن و میهن‌پرستی چیست؟ ببینیم در رویکردهای اجتماعی به‌کدام سو می‌رود و ببینیم که در کدامین قدم حیاتی در جامعۀ ایران، کدامین مجموعۀ ناهمسان از جوانان معصوم و بی‌گناه ایرانی را به دامهای مهلک ماورائیت مفهوم خواهد کشاند.

اما من نگران عاقبت و سرنوشت حکیم نیستم. آخر و عاقبت آقای مجتبی شرکاء به من چه مربوط است؟ ایشان هم یک کاسبی است مثل بقیه و کاسب هم حبیب خدا است. من نگران پسر خودم هستم که در پس تمامی این جستجوها، دائماً از من می‌پرسد: بابا، زندیک‌ها کی بودند؟ چرا پادشاهان ساسانی آنها را قتل‌عام کردند؟ چرا بعداً مسلمان هم آنها را قتل‌عام کردند؟
و من پاسخ می‌گویم: زندیک‌ها مزدک باوران بودند و نخستین جامعۀ بی‌طبقه در جهان را به بوتۀ آزمایش سپردند. ارثیۀ اندیشگی که از آنان اکنون به‌ما رسیده است، همانی است که امروز در جهان به‌نام جامعه‌گرائی یا سوسیالیسم می‌شناسیم.
اما این مرد جوان که گوئی هنوز راضی نشده و به‌جای سؤال دربارۀ سوسیالیسم، مدام از زندیک‌ها می‌پرسد، پس از شنیدن یک پاسخ من، ناگهان آرام می‌شود: به او می‌گویم که زندیک‌ها می‌گفتند «آتش عشق پروردگار من است»…. ناگهان آرام می‌شود، گونه‌اش سرخ می‌شود، لبخندی می‌زند و من برق اشک را در چشم‌هایش می‌بینم. دیگر سؤالی نمی‌کند.
وقتی فردای آن شب، برای یافتن آداپتور تلفن همراهم به اتاقش می‌روم، نگاهم روی دیوار سنگ می‌شود: می‌بینم با خطی کج و معوج و به‌شیوه «کاسه شکسته نستعلیق» روی کاغذی نوشته است: «آتش عشق پروردگار من است!» و آنرا به دیوار زده… و چند گل سرخ هم دور آن نقاشی کرده است.
می‌خواهم نوشته را از روی دیوار بکنم. می‌خواهم به‌او بگویم که: پسرم سوسیالیسم در جوهر خویش تمامی این آتش عشق را در خود دارد. می‌خواهم برای او کاپیتال بخوانم، می‌خواهم از زنجیرهای بردگی سخن بگویم، می‌خواهم معنای فروش نیروی کار را به او بفهمانم و او را با طبقۀ کارگر آشنا کنم، ولی امروز نمی‌توانم.
او پانزده سال دارد و دنیای او از این «دنیای فقر و بندگی» که من در آن زندگی می‌کنم، جدا است. این «داغ لعنت خورده» بر پیشانی من است، نه او. شاید این داغ را چند سال دیگر بر پیشانی او نیز خواهند کوبید، ولی چند سال دیگر امروز نیست. باید راه دیگری بیابم تا روح نیازمندش را نیازارم، تا وی را آرام آرام با عشق به نوع انسان و با متعالی‌ترین چهرۀ این عشق آشنا کنم.
به زندیک‌ها و آموزه‌هایشان پناه می‌برم. مگر نه اینکه مزدک و زندیک‌ها اجداد و پایه‌گذاران اندیشۀ سوسیالیستی بوده‌اند؟ پس در آموزه‌هایشان باید جوهرۀ سوسیالیسم نهفته باشد. شاید این آموزه‌ها برای او راهی باشند تا فکر جوانش را روزی سازمان دهد و سوسیالیسم را با همۀ سادگی‌هایش و همۀ پیچیدگی‌هایش بداند و بفهمد.
هرگاه که سؤالی می‌پرسد، پاسخش را می‌دهم و در انتها یکی از آموزه‌های زندیک را برایش روی کاغذ می‌نویسم. گاهی این آموزه‌ها را با اندیشه‌های سوسیالیستی ترکیب می‌کنم تا راهنمای او باشد.
او اتاقش را با این جملات پر کرده است. فلسفه می‌خواند. زبان آلمانی می‌خواند و آرام آرام با اندیشه‌های انقلابی افرادی مانند آلبرت اینشتین و محمدبن موسی خوارزمی آشنا می‌شود. دیوار اتاقش پر است از جملاتی از این قبیل:

آتش عشق پروردگار من است!

هر انسانی پیامبر است، اما پیامبر خویش!

میلاد ما مبارک!

من زمینی‌ام! میهن من سیارۀ کوچکی است که در منظومۀ شمسی به دور خورشید می‌چرخد و من عاشق میهنم هستم!

وقتی از میهن‌پرستی سؤال می‌کند، می‌گویم: سربازان هیتلری را در فیلم فهرست شیندلر دیدی؟ آیا می‌دانی آن سربازها همه میهن‌پرست بودند؟! آنها هیچ عشقی به‌جز میهنشان آلمان در دل نداشتند. میهن‌پرستی یک مهر شخصی است و وقتی به سازمان اجتماعی و حزب و جریان تبدیل می‌شود، نطفۀ ظهور یک آدولف هیتلر دیگر را در خود می‌پروراند. اگر ایران را دوست داری، این مهر را برای همیشه در دل خودت نگه دار.

پس از گذشت یک هفته، دیگر در خانۀ ما، حکیم ارد بزرگ درِ دکانش تخته شده است و دیگر چیزی از سخنان حکیمانۀ قرون وسطائی‌اش نمی‌شنویم. خداحافظ قارۀ کهن! خداحافظ کهکشان اندیشه! خداحافظ اردیسم!

امروز که این دیدگاه را می‌نویسم، آموزۀ جدیدی بر دیوار اتاقش دیدم. نمی‌دانم اینرا از کجا آورده است؟ مرد جوانی با خط شکسته نستعلیق آماتوری‌اش برای نخستین بار در عمرش، نخستین بیت سرود بین‌الملل را روی کاغذی نوشته است و چند گل سرخ به دور آن نقاشی کرده است:

«برخیز ای داغ لعنت خورده، دنیای فقر و بندگی!»

آری! این مرد جوان را خیلی دوست دارم.

کاش می‌توانستم دوستان او را نیز مثل پسر خودم از شرّ و رنج این «حکیمان» و پنددهندگانی که این جلوه بر محراب و منبر می‌کنند و در خلوتشان آن کار دیگر می‌کنند، پرهیز دهم. کاش همۀ این جوانان فرزندان ما بودند.
اما ناگزیر بسیاری از جوانان نیز در این دام می‌افتند، و این تقصیر آقای مجتبی شرکاء و امثال وی نیست، این بلائی است که مذهب و ماورائیت مفهوم بر سر این زنان و مردان جوان و زیبایمان آورده است.

شام سیاه و اندوهباری است.

با عشق و دوستی،
زندیک

 

31 پیام ارسال شده است به "با «حکیم اُرُد بزرگ» چکار کنیم؟"


  1. کوروش میگوید:

    حکیم ارد بزرگ یک شارلاتان و کلاه بردار است!
    مقاله خوبی بود.

  2. فردا میگوید:

    زندیک عزیز،
    خیلی مقاله دلنشینی بود . با حرفت موافقم که می گویی :اما ناگزیر بسیاری از جوانان نیز در این دام می‌افتند..و این واقعا یک درد است. درد به خرافات افتادن و در ترس باقی عمر را گذراندن.

  3. رضا میگوید:

    با این حرف کوروش که این شخص را یک کلاهبردار و شارلاتان مینامد موافق نیستم (ما هیچ چیز درباره او نمیدانیم پس چگونه قضاوت کنیم؟)
    ولی با این نکته مقاله که میگوئید بسیاری از جوانان عزیزمان به این دام نیز میافتند موافقم و این بسیار تاسف آور است.

  4. Zendic میگوید:

    دوستان عزیز،
    همانطور که در مقاله آمده است به نظر من هنوز خیلی زود است که آقای شرکاء را یک شارلاتان یا کلاهبردار بنامیم. ابتدا باید با حوصله و دقت صبر کرد و دید که این جریان به کدام سوی اجتماعی گام برمیدارد. اردیسم در مجموع بیان مبهمی از واژه هائی چون شادی و عشق و آزادی است و تا اینجای کار هیچ قضاوت علمی درباره رویکرد اجتماعی آن نمیشود کرد.
    این افراد صرفا جای خالی معنویتی را برای جوانان ایرانی پر میکنند که در این شام تاریک میبایست توسط سوسیالیست ها پاسخ داده شود. اگر ما چنین نکنیم و این خلاء معنوی را نادیده بگیریم، به افرادی مانند ایشان نمیتوان خرده گرفت.

    پیروز باشید
    زندیک

  5. آرزو میگوید:

    آقای Zendic
    می دونم که این نوشته منو تو سایتت نمی زاری
    چون از شکل نوشتنت معلومه که شدیدا متعصبی ! البته بر روی همان افکار سوسیالیستی کمونیستی مزدکی ات .
    من هم بر شما خورده نمی گیرم چون نسل شما را موریانه ها خوردن !
    مثل کمونیستهای افغانستان که الان به حکیم ارد بزرگ میگن شیطان بزرگ !
    نوشتی که حکیم ارد بزرگ در وبلاگ شخصی اش خودش را حکیم می نامد ؟! بفرمایید آدرس این وبلاگ کجاست ؟ و کجا امضایی اینچنین دیدین !؟ تا جایی که ما دیدیم هر چه سایت و وبلاگ هست همه متعلق به هواداران ایشونه …. بر هواداران هم که نمی شه خورده گرفت هر طور دوست دارند می نویسن .
    ارد بزرگ می گه : شادی ، آزادی و میهن
    کجای این سه حرف با خصوصیات پاک انسانی در تضاده ؟
    از فیلم یهودیان که با پول صهیونیست ها ساخته شده به نام فهرست شیندلر بر علیه میهن دوستی نوشتی ؟! آخه این چه قضاوت مضخرفیه .
    ایران چه ربطی به آلمان داره !؟
    اگر اینطوره که باید گفت خمرهای سرخ هم که یک میلیون کامبوجی را قتل عام کردن و کشتند سوسیالیست و به تعبیر شما Zendic بودن .
    من 23 سالمه، حکیم ارد بزرگ رو هم دوست دارم دوستان زیادی دارم که ارد بزرگ را عاشقونه دوست دارن
    نظریاتش در ایران و کشورهای اطراف خواستاران بسیاری داره، در اروپا هم که بنیاد جهانی ارد بزرگ هست، اونم در سوییس که مسلما برای آدمایی مثل شما آرمانشهره !
    خوب حالا جلوی آینه بایستید و به خودتون بگین چرا اینقدر از محتوای انسانیتون دور شدین ؟ چرا نادانی خودتون را به شکلی حماقت آمیز به رخ دیگران می کشید . این آقای کوروش که نوشته ارد بزرگ شارلاتان و کلاه بردار است! بگه کی و کجا ؟ ایشان این کار را کرده ؟ من فکر می کنم آن حرف کورش هم حرف دل خودتون باشه البته به اسم کورش !
    یک چیزی هم مونده که اینو هم بگم حرفم تموم میشه
    چند وقت پیش یکی از دوستان اردیستم می گفت معلمشون همین حرفهای چرت و پرت رو بر علیه ارد بزرگ زده تا دوستم از حکیم بدش بیاد !
    جالبه بگم اون دوست الان خیلی بیشتر از من جملات حکیم رو حفظ کرده
    پس بعید نیست چند وقت دیگه پسر شما هم مثل ما از عاشقان حکیم باشه و اتاقش پر بشه از جملات حکیم !!!!! البته اون موقع دقیقا زمانی است که فهمیده شما بهش دروغ گفتین !
    خیلی بده یه پدر دروغگو باشه
    خیلی بده

    • وحید میگوید:

      سلام
      خواهشمندم به هکیم عورد بظرگ توهین نکنید.

      ما از خواندن فرمایشات ایشان از خنده روده بر میشویم.و تاکنون چندین تلفات هم داشته ایم.

      خورشید که میتابد گرما میبخشد.
      ایران جان من است.

      کدوم احمقی ایشون رو هم ردیف بزرگان و حکیمان قرار داده؟؟

      اصلا ببینید مدرک سیکل داره؟؟؟

  6. آرزو میگوید:

    برای اینکه بدونین افکار شما کمونیستها چقدر در مورد حکیم ارد بزرگ به هم نزدیکه ! صحبتهای سوسیالیستها یا همون زندیک های افغانستان رو هم تقدیمتون می کنم :

    دشمنان کشور عزیزمان ایران و حکیم ارد بزرگ در کشور افغانستان

    همیشه وقتی صحبت از دشمنان ایران در افغانستان می شود همه ما به یاد گروه طالبان می افتیم که مورد حمایت عربستان ، امارات متحده عربی و پاکستان است حال آنکه دشمنانی به مراتب بدوی تر در این کشور نیز داریم آنها کمونیستهای ازبک هستند طعم قدرت را در دوره اشغال افغانستان توسط اتحاد جماهیر شوروی سابق با روی کار آمدن دولت های ببرک کارمل و نجیب الله چشیدند در نهایت توسط نیروهای جهادی که شاخص ترین آنها احمد شاه مسعود بود سقوط کردند . بازماندگان آنها در حزب وطن افغانستان به خونخواهی نجیب الله برآمده اند و نوک تیز حملات خویش را متوجه کشور عزیزمان ایران و حکیم ارد بزرگ و جنبش شمال افغانستان (تاجیک تبارها و بازماندگان احمدشاه مسعود) نموده اند .

    دو مطلب از آنها را در پی نقل قول می کنم که حتما خواندن آن خالی از لطف نیست :

    ابتدا نظر دکتر جلال الدین بایانی از دیپلمات های بلند پایه کشور افغانستان در دولت های ببرک کارمل و همینطور نجیب الله :

    « تا امروز از موجودیت جوخه های (I.S.I ) در گذشته و حال به رهبری دژخیم های شناخته شده چون جنرال اختر ، جنرال حمید گل ، جنرال امام ، جنرال اسلم بیک ، نصیرشاه بابر ، جنرال اشفاق احمد پاکستانی که در عقب هر انفجار ، کشتار ، ترور ، تخریب و غارت در افغانستان قرار داشتند و هم اکنون نیز دست دارند . در مورد تجهیز ، تمویل طالب ها با کلاشنکوف چینایی ، استنگر دزدی شده امریکایی توسط … ایران مطالب نشر گردیده است . و اما از دسیسه بزرگ هژمونیسـتی تنگ نظرانه ایران که هدفش توسعه و برتری جوی … است تا در افغانستان توسط عمال داخلی خود شرایط ناگوار تفرقه ، شقاق قومی ، ملیتی ، مذهبی ، زبانی و سمتی را تشدید با تلاش همه جانبه استخباراتی شاخه های از وزارت اطلاعات ج.ا. ایران که عبارت است ازسپاه پاسداران ، بسیجی ها ، و سربازان گمنام امام زمان و در همکاری و شبکه قدس ، موســسـه خیریه خمینی که سرتا سر افغانستان گسترده و فعال است و کمیته های فرهنگی ایران در داخل خاک افغانستان فعالیت های استخباراتی دارند تا افغانستان را تجزیه قسمت های غرب کشور هرات ، غور ، فراه و نیمروز با آمون هلمند یا جـــیهــون نیمروز به ایران الحاق نمایند اگاهی دقیق وجود ندارد که در عقب این نیات شوم و استیلا گرانه… ایران [ کی ؟ ] قرار دارد و [ چگونه فعالیت دارند ؟ ]
    در عقب این ( پروژه آرمانی ایران ) در کنار صد ها ( سربازان گمنام امام زمان ) که نام مخفی کارمندان وزارت اطلاعات است و سپاه پاسدارانو بسیجی ها و شبکه قدس رهبری منظم آنرا به اصطلاح فیلسوف ساختگی استخبارات ایران ( اطلاعات ) فرد مجهول ، بی هویت ، سوال برانگیز [ ارد بزرگ ] یاســـــــــــــــــــرگرد ( دگروال ارد بزرگ ) قرار دارد که ضرورت است این خصم سوگند خورده را که در داخل افغانستان صدها شبکه ، کمیته ، رزدنتوری دارد مفصل با جنایات و نیات شومش شناخت تا با دست پر به افشا چهره پلید او پرداخت
    «ارد بزرگ » یا « شـــــــــــــــــیطان بـزرگ!!!»
    پادشاه ( شـــیا طین ) در ایران کسی نیست جز [ارد بزرگ ]. او مرجع فساد و اختلال در ایران و جهان است . آغشته به جنون تعصب نژادی موهوم و در عین حال از انسانیت بیزار است نگاه او چنان که در نظریه قاره کهن اش دیده می شود آفت بار ، و پرتعفن است بسیاری از شیاطین ایران ، افغانستان رشد ظاهری خود را مدیون فتنه او میدانستن و میدانند . [ ارد بزرگ ] با سخنان و نظریات شیطانیش روح امید و زندگی را از قلب و روح جوانانو نسل امروز ایران و افغانستان پاک نموده در عوض تخم نفرت ، کینه ، نفاق ، شقاق و فساد را کشت میکند [ ارد بزرگ ]دوست رژیم … ایران دشمن جوانان است . نشریات بیشمار از طرف دستگاه استخبارات ایران در وصف بزرگ نمایی و فیلسوف بودن [ ارد بزرگ] این بنیان گذار تفتن و شقاق کشورهای دری زبان و تاجکی زبان افغانستان و تاجکستان چاپ به مشتریان دائمی اندیشه های این شیطان بزرگ منحیث آئین نامه و دستور ارسال و پست میگردد که صدها نسخه آن در پنچشیر ، بدخشان ، خواجه بهاوالدین ولایت تخار ، اندراب ولایت بغلان و جوزجان و اکنون کابل ، بامیان ، هرات ، فراه و نیمروز یافت و موجوئ است و برای نوکرانش قابل احترام و اجرأ است [ دوست نزدیک او با احمد شاه مسعود بود ؟!!!]
    ( استاد و رهبر واقعی اتحاد و مقاومت شمال افغانستان ارد بزرگ )(!!!) با رد نظریه دهکده کوچک جهانی و اعتقاد به اینکه[ در دنیای امروز برتری از آن فرهنگ های متعالی همچون اندیشه ایرانی است ؟ !!]
    علاقه سران و مهره های معلوم و پنهان اتحاد و مقاومت به اصطلاح شمال افغانستان به او هم خود حدیثی مفصلی است . در سایت هوادران رییس جمهور تاجیکستان نام او را می بینید تا نمایندگان ارشد و حتی هیئت رییسه مجلس افغانستان و حتی هواداران رییسان جمهور گذشته افغانستان اقای ربانی ، همه جا یاد و نام اوست . نکته بارز عملکرد[ ارد بزرگ ]در آن است که به هیچ وجه خود را آغشته درگیریهای روزمره اجتماعی سیاسی افغانستان و تاجکستان نمی کند و همواره همه به گونه خاص شیادانه صدای جدا طلبی ، الحاق پذیری ، طرح خراسان بزرگ ، ایجاد فدرالیزم ، برتری نژادی ، زبانی و تحمل نکردن حاکمیت های ملیت های برزگ فرا می خواند و دستور میدهد این در حالی است که در همه جا اتحاد ملیتهای با هم برادر افغانستان انتقاد نموده و خواستار حرکت و جوشش نسل فریب خورده و یا خریده شده میگردد .
    بی شک ارد بزرگ برجسته ترین کار شناس و طراح تجزیه افغانستان در حال حاضر در دستگاه رژیم … ایران است که هم ردیف و هم طبق با جنرال حمید گل پاکستانی بوده . – تا کنون در دهها کتاب ، وجیبه ، دستور به اشکال گوناگون به طرح نظریات و افکار او مبنی بر الحاق خراسان افغانستان با خراسان اشغال شده ایران ، تجزیه قسمت های از افغانستان و الحاق آن با ایران و به افغانستان گسیل و ارسال گردیده است- از دوستانش می توان به احمد شاه مسعود ، لطیف پدرام ، بصیر کامجو ، درویش دریا دلی ، رحمت الله بیژند پور ، بشیر بغلانی ، نجم الدین کاویانی ، فرید مزدک ، امان الله استوار ، فضل احمد طغیان ، پیکارگر ، اسد الله کشتمند ، رسول رهین ، احمد ولی مسعود ، تورن اسماعیل ، مخدوم رهین ، مسعود خلیلی،عنایت الله شهرانی ، خواجه بشی احمد صدیقی ، محبوب الله کوشانی ، واحد فیضی ، نادیه فضل ، همزه واعظی ، دستگیر پنجشیری و جان محمد پنجشیری نام برد اشاره کرد .او بسیاری روابط و ضوابط نزدیک کاری استخباراتی با احمد شاه مسعود در پنج سال پایانی زندگی او داشت به خاطر ارتباط با او از یک چریک صرفا مذهبی تبدیل به یک تجزیه طلب ، الحاق پذیر نمود . »

    منابع مطلب بالا :
    سایت رسمی حزب وطن افغانستان :
    [http link deleted. link tags are not allowed in comments]

    سایت مصالحه ملی افغانستان :
    [http link deleted. link tags are not allowed in comments]

    سایت آزادی :
    [http link deleted. link tags are not allowed in comments]

    نظرات وليد طرزی (از رهبران پان تورک ازبک و عضو بلندپایه حزب وطن افغانستان) :

    « «{ ايـــــران و مزدورانش بدانند که :
    تاجهان اســت ، مه وخروشـــــــــيد، تجزيه افغانســـــتان خيال ، محال وجنون}»»

    ـ تا حال در مورد اندیشه های شيطانی و افکار افراطی ناسيوناليســــتی ( پان ايرانيزم \) ارد بزرگ) مطالعات ، تبصره و کاوش فراوانی صورت گرفته است ، او( ارد ) از بزرگترین متفکرين حال حاضر رژيم … ایران و انديشه متعفن ( پان ايرانيزم ) بوده . صدها جمله از او برضد ساير تمدن های استوار ، اصلی ، کهن ، واقعی ،تاريخی کشور های کهن باســتانی در منطقه بخصوص افغانستان ، عراق ، ترکيه و آذربايجان در مطبوعات مضحک و مپتذل ايران به نشــــر رســـــــــــيده اســـــــــت .
    چیزی که انسان نیازمند آن در طول راه سفر عمر خویش است و در درون « خویش» خود همواره در این باور زندگی میکند که امید و آرزو را می توان رنگی از حقیقت داد در ضمير اين حکيم تقلبی و ساختگی استخبارات ايران بنام ( ارد ) و آن هم ( بزرگ ) ديده نه ميشود، اين سرلشکر ويا جنرال وزارت اطلاعات .ج .ا .ايران بر اساس خواسته های زندگی شخصی خود گام برمی دارد و در راه سرنوشت هر انسان اگاه يک مانع و يک سد است ، او بر ضد هرگونه فانوس وچراغی که رهنمايی انسانی باشد قرار دارد ( ارد )اندیشه را در سیاهی های دنیای خود ميبيند ( ارد ) دايمآ در زندگی دچار سستی و عطالت شد آنرا با افراطگرايی درمان نموده است، اگر با افکار پوسيده ، فاشيستی و ایده های تاريک( ارد) بنشیند به يقين از«معرفت انسانی » یک به یک نفرت ميکنيد , جنبه علمی و کاربردی ثابت شده ای را در زندگی او وجود ندارد .
    دکتر شبرنگ عطایی (پژوهشگر و محقق افغانستان) می گوید :
    ( ارد ) سرطان کشور بنام پارس که تاريخ اش ، قدامت اش، فرهنگ ا ش ، کورش کبير اش ، تخت جمشيد اش فريدون و ســـــــــفســـــطه فردوسی اش دروغ از آب به در آمد ، نه کورش بود و نه جنگ با ســــــکندری واز فرهنگ[ والای پارسی )درمنطقه خبر نبود اگر بود تاريخ ترک آذر و يهوديان قبل از اسلام بود شناخته و معرفت يافته است. پارسی زبانان امروز ايران که اکثرأ در گذشته ترک زبان ، لر زبان ، براوی زبان و عرب بلوچ زبان بودنئ بیشتر از هر وقت بوجود شخصیت هایی چون( ارد ) ( قطب زاده ) ( خلخالی ) ( شرعيت مداری ) ( بنی صدر ) در ایران نفرت دارند .
    افکار( ارد ) بسیار مريض ، پوسيده و خيالی است و روزی برسد خواسته های پوچ وی در مورد همگرایی ، اتحاد و حقوق تاریخی به ياس و نا اميدی تبديل گردد چون اساس علمی و فلسفی ندارد، و محکوم شدن او به مرحله ی اجرا در آید و آنروز روز سربلندی و غرور هر فرد ایرانی و وطن دوست خواهد بود و بازگشت ایران به عظمت و شکوه دیرین و بازیابی جایگاه واقعی خویش در دنیا ديگر خيال محال و هوس بيش نيست ، چون تاريخ محدود پارس با عظمت ، شکو شناخت و آشنايی ندارد.
    خلاصه زندگی نامه حکیم اســــــــــــتخباراتی ايران بنام [ ارد » :
    - ارد ، بزرگترین طراح پان ايرانيزم حاضر ایران و مسول پيش برد تمام پروژه های خصمانه ، ددمنشانه و شر ايران در قبال افغانستان ، در شهر مشهد بدنیا آمد .
    - اجداد پدری … و اجداد مادری اش از ایل قشقایی شیراز بوده اند .
    - از کودکی عاشق طراحی دسيسه ، نفاق و شـــقاق در سطح خانواده ، محله و بازار بوده و هم اکنون تا سطح منطقه انکشاف يافته است .
    - شهرت جاسوسی ، تخريب کارانه ، عظمت طلبانه او و اينکه يکی از کارگزاران کليدی رژيم و دستگاه استخبارات ايران در کشورهای آسیای میانه و بخصوص تاجیکستان و افغانستان بیش از ایران شهرت دارد .
    تحليل گر افغان دوکتور جلال بايانی بسيار شفاف پرده از چهره اين حکيم استخبارات ايران برداشته و نگاشته است :
    پادشاه شیاطین در ایران کسی نیست جز ارد بزرگ . او مرجع فساد و اختلال در ایران و جهان است. آغشته به جنون تعصب نژادی موهوم و در عین حال از انسانیت بیزار است. نگاه او چنانکه در نظریه قاره کهن اش دیده می شود، آفت بار و پرتعفن است. بسیاری از شیاطین ایران، افغانستان رشد ظاهری خود را مدیون فتنه او میدانستند و میدانند. ارد بزرگ با سخنان و نظریات شیطانیش روح امید و زندگی را از قلب و روح جوانان و نسل امروز ایران و افغانستان پاک نموده در عوض تخم نفرت، کینه، نفاق، شقاق و فساد را کشت میکند ارد بزرگ دوست رژیم آخندی ایران دشمن جوانان است.
    ارد ، احمد شاه مسعود را ترغیب نموده بود تا افغانستان را دوباره به ایران ملحق نماید دلیل ادعای خود را نیز این جمله شهید احمدشاه مسعود می دانند که گفته بود : « من و ارد زاده یک سرزمین بزرگ هستیم .» کمونیستهای افغانستان می گویند : « نشریات بیشمار از طرف دستگاه … ایران در وصف بزرگ نمایی و فیلسوف بودن ارد بزرگ این بنیان گذار تفتن و شقاق کشورهای دری زبان و تاجکی زبان افغانستان و تاجکستان چاپ و به مشتریان دائمی اندیشه های این شیطان بزرگ منحیث آئین نامه و دستور ارسال و پست میگردد، که صدها نسخه آن در پنچشیر، بدخشان، خواجه بهاوالدین ولایت تخار، اندراب ولایت بغلان و جوزجان و اکنون کابل، بامیان، هرات، فراه و نیمروز یافت و موجود است و برای نوکرانش قابل احترام و اجرأ است ، دوست نزدیک او با احمد شاه مسعود بود ؟!!! »
    « بی شک ارد بزرگ، برجسته ترین کارشناس و طراح تجزیه افغانستان در حال حاضر در دستگاه … ایران است که هم ردیف و هم طبق با جنرال حمید گل پاکستانی بوده – تا کنون در دهها کتاب، وجیبه، دستور به اشکال گوناگون به طرح نظریات و افکار او مبنی بر الحاق خراسان افغانستان با خراسان اشغال شده ایران ، تجزیه قسمت های از افغانستان و الحاق آن با ایران و به افغانستان گسیل و ارسال گردیده است- ”
    - در سراسر نوشته های فوق چهره اصلی حکیم اســـــــــتخباراتی حس افراطگرايی ناسيوناليتی او بر ملا و توجه ویژه به شياد بودن او می شود .
    در سایت… می خوانیم :
    « ارد » از جمله عناصر برجسته افکار فاشـــــــــيســــتی ( پان ايرانيزم ) در حيات نو بنياد معاصر ایران بوده دارای نظریه قاره کهن و نظریه کهکشان بزرگ اندیشه‌ خالی و پوچ او است. زادگاه وی شهر توس نو (مشهد ) می باشد ولی پدر وی از … ايران بوده است. کتاب آرمان نامه حاوی جملات و طرح فاشيستی اوست. او از دوستان نزدیک احمد شاه مسعود وزیر دفاع افغانستان بوده‌ است ارد در آسیای میانه و بخصوص در بین مقامات اگاه افغانستان بنام مفتن ، شـــــياد ، تروريست ، تخريبگر و ددمنش شـــهرت بسیاری دارد.»
    ( “بنیاد جهانی ارد بزرگ”)(!!!؟؟؟ ) غرض پوشش استخباراتی در دوم اپريل 2010 توسط شخص سيد …. ايران بنیان نهاده شد این بنیاد دارای 7 نفر در هیئت رییسه خود می باشد که همه آنها از زبده ترین کارشناسان استخبارا تو اندیشه ها و نظریات ارد هستند تا افغانستان تجزيه و در منجلاب اختلافات مذهبی ، لسانی ، مليتی و تباری بيشتر غرق نمايند.
    - ارد دو نظریه مشهور دارد به نام های قاره کهن و کهکشان بزرگ دارد.
    - نظریه قاره کهن
    حوزه( تمدنی ایران) را در قالب یک قاره جدید مطرح می‌کند قاره ایی از کشمیر و پامیر تا مدیترانه این قاره شامل بیست کشور می‌شود. تا کنون بحث‌های بسیاری برای تحقق این خواست انجام شده و همچنان ادامه دارد . ارد جایگاه ایران در قاره کهن را همانند یونان در اروپا می‌داند [ ؟؟؟[ یعنی یک مادر فرهنگی بزرگ که بخش اصلی گنجینه تاریخی و فرهنگی قاره را در خود دارد.
    نظریه او مبتنی بر سخن( فردوسی )است که می‌گوید سلم و تور دو فرزند فریدون که یکی بر غرب و دیگری بر شرق جهان حکومت می‌نمودند برای تصاحب این سرزمین ایرج حاکم منطقه قاره کهن (نامیست که ارد بر این قاره نهاده‌است) را می‌کشند. و او می‌گوید قاره کهن امروز توسط آسیا و اروپا بلعیده شده‌است. در نظریه قاره کهن ارد بزرگ قاره‌های آسیا و اروپا متجاوزین به حریم قاره کهن معرفی شده‌اند. قاره کهن از کوهستان پامیر و کشمیر آغاز و تا مدیترانه ادامه می‌یابند و 20 کشور در داخل آن قرار می‌گیرند . کشورهای قزاقستان ، ازبکستان ، تاجیکستان ، قرقیزستان ، ازبکستان ، ترکمنستان ، افغانستان ، شمال غربی و شرقی هندوستان ( سرزمین کشمیر ) ، پاکستان …. ، عراق ، ترکیه ، سوریه ، لبنان ، قبرس ، جنوبی ترین بخش روسیه در میانه استراخان در شمال دریای خزر تا جنوب اکراین ، آذربایجان ، ارمنستان و گرجستان در قاره کهن جای می گیرند که همه در گذشته [ مال ] ايران و جز ايران بوده و ضرورت است با ايران الحاق شوند.
    - نظریه کهکشان اندیشه
    نظریه کهکشان بزرگ اندیشه دقیقا نقطه عکس نظریه دهکده کوچک جهانی مارشال مک لوهان کانادایی است او با دلایل مستدل ثابت می‌کند جهان رو به انفجار اندیشه‌های گوناگون است. ارد پیش بینی نموده که تعداد وبلاگها و سایتها بزودی چندین برابر جمعیت کل جهان بشود و برای هر سئوالی دهها راه حل پیدا می‌شود که بعضا مغایر هم هستند و در راس ايران قرار ميگيرد .
    شهرت( ارد ) از دو بعد قابل طرح است نخست به خاطر طراح تجزيه هرات ، غورو ولايت نيمروز افغانستان و الحاق آن به ايران ، و دیگر طرحها و پندهای حکیمانه اش است که بايد افغانستان کشور غريب ، عقب مانده ، جنگ زده و تخريب شده باقی بماند .
    حوزه اجتماعی اش در افغانستان ریشه بزرگ دارد او در تمام عرصه های سياسی ، نظامی ، استخباراتی ، اقتصادی ، کلتوری وو ميديای افغانستان از نفوذ بزرگ برخوردار است .

    سایت رسمی حزب وطن افغانستان :
    [http link deleted. link tags are not allowed in comments]

    سایت مصالحه ملی افغانستان :
    [http link deleted. link tags are not allowed in comments]

    و ادامه ترور شخصیت حکیم ارد بزرگ در شبکه اجتماعی فیس بوک :
    [http link deleted. link tags are not allowed in comments]
    [http link deleted. link tags are not allowed in comments]
    [http link deleted. link tags are not allowed in comments]

  7. Zendic میگوید:

    آرزو خانم،

    امیدوارم این موضوع که اجازه میدهم این حرفهای کلیشه ای و کهنۀ ضد سوسیالیستی و جنگ سردی ات در اینجا درج شود، خود پاسخ مناسبی برایت باشد.
    کاملا درست فهمیده ای، من در برابر فاشیسم و نژادپرستی و پان -ایرانیسم به هر رنگ و پرچم دروغینی که خود را معرفی کند (اعم از عشق و آزادی و میهن و غیره) یک سوسیالیست بسیار متعصب هستم و در برابر این اباطیل پوچ هیچ ملایمتی ندارم.
    و نگران پسرم نباش، او پدر سوسیالیست خودش را راستگوترین آدم دنیا میشناسد. بیشتر نگران خودت باش که در دامی افتاده ای که به زودی طرفدارانش هر تفکر فاشیستی ای را به نام عشق و آزادی و میهن در جانت فرو خواهند کرد و مانند بسیاری از جوانان دیگر ایرانی وقتی اینرا خواهی فهمید که دیر شده و تمامی حرمت ها و کرامت های انسانی ات دریده شده است. در آن روز از تو روحی رنج دیده و شکست خوده باقی می ماند که هدفی جز اهانت و حرمت شکنی از دیگر انسان ها ندارد. درست مثل همین نوشته ای که در اینجا تایپ کرده ای.
    اما اگر این مقاله را نوشته ام به خاطر تو نیست، بلکه به خاطر جوان هائی است که هنوز در این دامها گرفتار نیامده اند و روحی پاک، زیبا، انسانی، توانمند و قابل رشد و خودآگاهی دارند.

  8. l3al3ak میگوید:

    سلام

    عجب سخنانی
    واقعا دس مریزاد

    این اردیسم رو اولین باره میشنوم
    یعنی هنوز هم هستند آدمهایی ! که دنبال چنین فرقه هایی باشند؟

    و همچنین در تعجبم که در عصر پست مدرنیزم هنوز هم این پان آریائیسمها در توهمات فاشیستی خود گیر کرده اند !!!
    شاید هم خودشان نمیخواهند چشم باز کنند
    خدا عالمه

  9. محسن میگوید:

    یکی از دوستانِ اردیستِ دوست مان از او بیش تر جمله حفظ کرده…
    تاسف اور است.

  10. فرشید میگوید:

    سلام
    اقای زندیک این حرف های شما خیلی خنده داره چون شما بدون هیچ مطالعه وبلاگ شخص دیگری رو که به اسم وبلاگ شخصی ارد بزرگ یکی دونستین. بس شما هیچ مطالعه و سوادی ندارین.
    ثانیا جکیم یکی از دوستان نزدیک منه به همین زودی وبلاگ شخصی اش رو راه اندازی خواهیم کرد اون موقع نظر بدبن.شما و امثال شماجمعا به اندازه ارد بزرگ در جهان شناخته شده نیستین.بس برای خودتون بخندین.موفق باشین

  11. Zendic میگوید:

    آقای فرشید،

    ممنون از بیان درجه مطالعات و سواد و معلومات بی نظیر شما!
    اینکه این وبلاگ متعلق به آقای مجتبی شرکاء است یا آن وبلاگ دیگر (چه فرقی میکند؟) ظاهرا فاکتور بسیار «مهمی» است که با استناد به آن، شما دقیقاً از درجه سواد و معلومات بنده مطلع شدید… چنین «دقت نظر» و «نازک اندیشی» علمی شما بسیار باعث تحسین من است و چنین استدلالی را میتوان یک «معجزه» علمی در دانش و فلسفه جهان امروز ارزیابی کرد!
    بنابراین بنده شما را به دریافت جایزه نوبل در چرت و پرت گوئی اینترنتی کاندید کردم.

    برای اطلاع سایر خوانندگان: برخورد من با حکیم ارد بزرگ و امثال او، برخوردی مفهومی و محتوائی است. اینکه کدامین وبلاگ و صفحه فیس بوک و تویتر متعلق به چه کسی است، اصلا مورد علاقه و بحث من نیست. مقدار «شهرت» آقامجتبی در «جهان» نیز مورد علاقه من نیست، اگر ایشان به اندازه مایکل جکسون، جنیفر لوپز و یا پرزیدنت اوباما هم مشهور شوند، این حقیر برای «نظریات» سیصد سال عقب مانده ایشان تره هم خرد نخواهم کرد.
    انتقاد بنده از این نظریات فقط این نیست که نظریاتی غلط هستند، بلکه اینست که به امروز تعلق ندارند و البته در جای خودشان (سیصد سال پیش) نظرات فلسفی و اجتماعی بسیار جذابی محسوب میشده اند.
    جای این نظریات در گفتمان امروز جامعه ایران نیست، بلکه در تحقیقات و مباحث تاریخی جامعه شناسی است. مانند نقش سرف ها و فئودال ها و پادشاهان استبداد شرقی در شیوه های تولید پیشاسرمایه داری، یا مانند نقش تحقیق و بررسی فسیل دایناسورها در دانش زیست شناسی امروز: جالب، بانمک، شنیدنی، طنزآمیز و افسانه پردازانه،…ولی بی تأثیر در تبادلات انسانی جامعه امروز ایران.

    پیروز باشید
    زندیک

  12. فرشید میگوید:

    من براتون جواب طولانی نوشته بودم دیدم ارزشش رو نداره فقط زندیک تو گوگل 30000تا بیشتر ایندکس نداره یعنی کل دنیا

    ولی حکیم ارد بزرگ 154000000 ایندکس داره.این کل جوابتون.وسلام

  13. Zendic میگوید:

    فرشید عزیز،
    وقتی سکوتم را شکستم و در این وبلاگ، نوشتن را آغاز کردم، اصلا قرار نبود 30000 ایندکس در گوگل داشته باشم. قرارم این بود که به عنوان فردی تنها و دردمند در گوشه ای فراموش شده از اینترنت، درد دلهایم را برای تعداد معدودی دوست نزدیک بگویم. اما اتفاق دیگری افتاد: دیدم آن تفسیر و تعبیری که از سوسیالیسم و مزدک نوشته ام نه تنها منفور و مورد انزجار نیست، بلکه انسان های بسیاری با این درد دلها و اشعار و داستان ها دل آشنایند و به این حرفها ارزشی انسانی میدهند.
    30000 ایندکس برای من زیاد است، اگر سه نفر انسان بر روی این کره خاک به حرفهایم گوش جان و دل دهند و بسویم دست رفاقت دراز کنند، برای هفت پشت من هم زیاد است.
    برو و از این نظام تولید اجتماعی که جهان را به این کثافت کشانده است دفاع کن تا میلیاردها ایندکس در گوگل داشته باشی و در یاهو و فیس بوک هم برایت سر و دست بشکنند.
    لیدی گاگا و مادونا هم در گوگل میلیاردها ایندکس دارند. خوب که چه؟
    عزیزم، جوان گل و برومند من، برو اندکی بیاندیش و به دنیا، به حقیقت دنیا، آنگونه که هست نگاه کن، نه آنگونه که خواب نماهائی چون مجتبی خان شرکاء برای آن افسانه پردازی میکنند.
    پیام من به تو چیزی به جز عشق و دوستی نیست.
    زندیک

  14. درویش میگوید:

    زندیک مهربانم،
    از آن سه نفر یکنفرش را اینجا داری که تمنای دست رفاقت تو را دارد. همان یکنفری که هر شب این وبلاگت را باز میکند تا ببیند زندیک مهربانمان کدام شعر دیگری از جانش برآمده تا جان ما را هم آتش بزند و دنیایمان را دیگرگون کند.
    مرا مهر با هر دغلساز نیست، که تنبور در هر بغل ساز نیست، دلم میتپد چون سرای بهشت، به آواز خوبان نیکو سرشت…
    آنموقع که از این سبزهای مزدور و خائن بریدیم و با این شعرها فهمیدیم که کی هستیم و چی هستیم و در کجای دنیا هستیم و چه میخواهیم، یکسره دل بستیم… دل به سوسیالیسم تو بستیم!
    سوسیالیسمی را شناختیم که تا آنموقع برایمان بیگانه بود: ایرانی نبود، خارجی بود، آلمانی بود، روسی بود، کوبائی بود، چینی بود… این ساز و آواز سوسیالیسم ایرانی که مینوازی فردا صدایش را خواهند شنید… همین خواب نماها و افسانه پردازها خواهند شنید… تا این وبلاگت میلیونها ایندکس زنده و عاشق در ایران (نه در گوگل) داشته باشد.
    کارگران و کاراندیشان جهان متحد شوید
    سوسیالیسم یک آرزوی غیرممکن نیست!
    با عشق و دوستی
    درویش

  15. Zendic میگوید:

    درویش مهربانم
    اشکی به چشمهایم نشاندی که اشک غم نیست.

    جهان برابر بخواهیم ما / سرود برابر بخوانیم ما
    تو برخیز ای داغ لعنت به چهر / به صبحی که سرخ آورد ماه و مهر
    به جنگی که ما را در آن سهم باد / و پایان چالشگر وهم باد

  16. بی صدا میگوید:

    زندیک عزیز وقتی عقل و تفکر جای خودش رو به تعصب کورکورانه میده دیگه بحث بی فایده است. منی که هیچ مطالعه خاصی ندارم هم میتونم تشخیص بدم حرف شما درست هستش پس زیاد به فکر پاسخ دادن به اینهایی که میان و نظریات جالب انگیز و خنده دارشون رو اینجا مینویسن نباش و به کارت ادامه بده .

  17. Zendic میگوید:

    بی صدای عزیز، ممنونم از پیام پر مهرت.
    همانطور که شاید خود شما هم متوجه شده باشید پیام من صرفا تبلیغ و ترویج یکطرفه عقایدم (سوسیالیسم) نیست، بلکه نگاهی دیگرگونه به جهان و مشاهده رویدادها و گفتمان های اجتماعی با استفاده از روش تحقیقی است که صد البته ریشه در سوسیالیسم و آرزوی محو طبقات اجتماعی دارند.
    از اینرو هر کسی، حتی اگر دیدگاهی متعصبانه و کورکورانه داشته باشد، میتواند در اینجا وارد بحث بشود. هیچ پیامی را (به جز اسپمها و پیامهای راندوم تبلیغاتی) حذف و سانسور نمیکنم. (دلیل حذف پیامهای تبلیغاتی هم اینست که این وبلاگ محل فروش ویاگرا و قرص های درمان کچلی نیست!)
    از اینرو هرگونه قضاوت محتوائی درباره درستی یا نادرستی دیدگاه ها را به عهده خوانند میگذارم که خود بسته به جایگاه طبقاتی، معلومات و تجربیات شخصی اش درباره دیدگاهها داوری کند.
    البته درباره آقای مجتبی شرکاء (حکیم ارد بزرگ!) و کنه و معنای فرضیات ایشان، در فرصتی مناسب بیش از این هم خواهم نوشت و جوانان جویای اندیشه و فلسفه ایرانی را با شیوه ای علمی از وجود و خطرات اینگونه دامها آگاه خواهم کرد.

    • مس رس میگوید:

      سلام زندیک عزیز
      من این اقا مجتبی رو از سالها پیش که تو مشهد بود میشناسم سالهای 73-75. ایشون چند نفر از جمله بنده رو دور خودشون جمع کرد و یه گروه کاریکاتور تشکیل داد. یه مدت کار کردیم و نمایشگاه گذاشتیم بعد بهمون گفت بیایید یه کار اقتصادی بکنیم تا هزینه نمایشگاهها رو تامین کنیم ما جوونای خام هم 2 سال از عمرمونو تو جاهای مختلف کار کردیم و دریافتیمون رو به داش مجتبی میدادیم .هفته ای یه شب معمولا خونشون جمع میشدیم که راجب کاریکاتور صحبت کنیم . همون زمان هم گفته های نیچه و ناپلئون و هیتلرو … رو تو حرفاش میشنیدیم . به ما وعده داد که گروهمون توسعه پیدا میکنه و تو کل دنیا مطرح میشیم و…ما هم که جوون و خام بودیم نمیپرسیدیم این پولهایی که به تو میدیم چی میشه. بعد از این 2 سال هم یکی یکی بچه ها پراکنده شدن فایل همه چی هم بسته شد فقط شکستن دل ما جوونا موند و ازدست دادن اعتمادمون به ادمهای مهربون.بگذریم خداییش نمیخام خوب و بدو بگم فقط واقعیت رو میگم. ظاهرا بچه دوست داشتنی بود تو خونشون از ما پذیرایی میکرد حرفهای پر انرژی میزد بهمون میگفت هر کدوم از شما نماینده یه شهر ایران میشید(تو کاریکاتور) من هم رییستون. ما هم ذوق مرگ میشدیم .یادمه یه بار یه نمایشگاه گذاشتیم بهمون گفت روی یه پرده بنویسید ” با حضور رییس طنزآرایان ازادایران مجتبی شرکا”. یکی نبود به ما بگه اخه کی شما رو میشناسه که رییستونو بشناسه. یه دفترچه قرمز رنگی هم داشت که توش پر از گفته های بزرگان بود .الان هم تنها یادگاری که ازش دارم همینه . تمام دوستایی که اون روزا با مجتبی شرکا زندگی کردن اونو میشناسن ومتاسفانه هنوز با حس بدی از اون روزها یاد میکنن. زمانی که شنیدم مجتبی شرکا شده ارد بزرگ تعجب نکردم فقط دلم سوخت که این بچه هنوز درست نشده.پیروز باشید

  18. شیکمو میگوید:

    زندیک جان سلام، اتفاقا بذار چند تا از این پیامهای ویاگرا و قرص کچلی هم چاپ شه که ما هم کچلیمونو دوا کنیم هم احساس جوونی بهمون دست بده!
    اژ شوخی که بگژریم شخن دوشت خوشتر است… این مقاله ای که درباره مجتبی “حکیم” ریاکار و دغلباز نوشتی اصلا وقت تلف کردن نیست. خیلی هم مهم به به جا است. ماها یادمون رفته که علاوه بر بلغورکردن منشأ خانواده و گروندیسه وظیفه روشنگری جوانان ایرانی را هم باید به دوش بکشیم. این چپ (اندر قیچی) ایران اینکارها را فعلاً گذاشته برای بعد و با سیخ و میخ افتاده به جون هم.
    چشم باز میکنیم میبینیم جوونای ایرانی همه رفتن دنبال “قاره بزرگ” و “کهکشان اندیشه” و از این قبیل مزخرفات بی سر و ته، که آخر همشون به ضد سوسیالیسم منجر میشه و نتیجه ای نداره جز بقای این دستگاه کثیف استثمار انسان.

  19. پاچاکوتی هیروهیتو میگوید:

    این توصیفات رو ببینید:

    ارد یک ایرانی است
    کسی که “عاشق میهن و مردم سرزمین مادری خویش است” [!!!]
    سخنان او دلدادگی های اوست
    شادی بر لب بام خانه ارد ننشست اما همواره برای همگان پیک شادی ، دوستی و مهر بوده است
    آنچه او دوست داشت از او گرفته شد پس او ماند و مشتی سخن و دلی که دیگر در سینه او نیست
    آری ارد واژگانی شد به دهان همگان
    آدمیان هزاردستان سخنان او شدند …
    او خود در قفس سرد تنهایی …
    تا کدام خنجر زهرآگین ، پرنیان تن و واژگان او را بشکافد و به این داستان غم انگیز پایان دهد

    آخی دلم سوخت…! ببینید این فاشیستها جدیدا چطور مظلوم نمایی میکنن!!! واقعا ممکنه که در ملی گرایی لطافتی وجود داشته باشه؟ آیا ممکنه که در نژادپرستی انسانیتی باشه؟ آیا ممکنه که اسم چنین فاشیست مردم فریبی رو انسان گذاشت؟
    بدانید که سرزمین مادری ما زمین است!
    بدانید که نژاد ما یکیست و به آن هم “انسان” می گویند.
    بدانید که هرکس از برتری نژادی و ملی و مادرزاد حرف زد انسان نیست چون انسانها را به چشم محصولات زراعی میبیند که باید اصلاح نژادی شوند…!

  20. پاچاکوتی هیروهیتو میگوید:

    و یه چیز دیگه که یادم رفت بگم: اگه همونطوری که میگه، غربیها از افکارش وحشت داشته باشن خوب باید 12 سال پیش مثل احمد شاه مسعود ترورش میکردن! واضحه که از کجا خط میگیره…

  21. یپرم عزیزخانی میگوید:

    از دور دستتان را میفشارم زندیک گرامی .

  22. aryan میگوید:

    اولین بار است که سایت شما می بینم.
    مورد جالبی را مطرح کردی.
    سعی می کنم تا هفته بعد نظرم را بنویسم.
    موفق تر باشی
    آریان

  23. سایه میگوید:

    اولبن بار وقتی سخنرانی “حکیم” ارد “بزرگ” را از اینترنت دانلود کردم برایم بسیار جالب بود ک چگونه شخصی خودش را حکیمی بزرگ میداند و این جمله را پشت سرش درج کرده بود. پس از شندین تظریات سخیفش دلیل این کارش برایم مشخص شد. سخنرانی مذکور را میتوانید از سایت آپارات مشاهده کنید.

  24. پویا میگوید:

    برخی زندیک را بدوا” متعصب و بعدا” بی سواد نامیده اند و این در حالیست که خود متعصبانه از این آقای ارد چنان دفاع میکنند که پنداری پیر مغان است!صد افسوس اگر جوانان ما دل به این کمیک استریپهای فلسفی خوش کرده باشند.همیشه ویران کردن آسان تر از خلق کردنست و تنبلی و عدم مطالعه شدیدا”دلچسب تر از تحقیق و تفحص سیستماتیک و آکادمیک یا غیر آکادمیک است.من اینجا به هیچ وجه قصد جانبداری از شخص یا ایسم به خصوصی را ندارم.ولی وقتی چنین اظهار نظرهای آب دوغ خیاری ناشی از خامی و تعصبهای جاهلانه میبینم دلم میسوزد از اینکه همه چیز جوانان ما را ازشان دزدیده اند و حتی از داشتن تفکر و قضاوت آگاهانه هم محرومشان کرده اند.این که کسی چشم و گوش بسته سوسیالیسم را بپذیرد نهایت خریت هست و هم راستای پذیرش خرافات و ادیان عجیب و غریب! ولی کسی نباید از کسی که دیالکتیک میداند و اصول کمونیسم را فهمیده انتظار داشته باشد که از عقیده درستش و یا حداقل درست پنداشته شده اش دفاع نکند که در اینصورت به وی مارک تعصب بزنند! فرق است بین تعصب و دفاع همراه با منطق و استدلال.بنا نیست که هر نظری که در قالب کوچک و عادت کرده مان نگنجد را به فحش و فضیحت ببندیم و همواره به اندیشه های ساده گذشته خود پناه ببریم.البته شاید کسی چنین دوست داشته باشد.این خواسته ایشان محترم است ولی فقط تا وقتی که از چهارچوب ذهنی خودش به جامعه تزریق نکند که در اینصورت باید تحمل پاسخگویی به انتقادهای زیادی را داشته باشد که احتمالا با روحیه راحت طلبانه ایشان سخت مغایر است! مثلا فقط کسی میتواند سوسیالیسم را به نقد کشیده و آن را غلط نشان دهد که حداقل بداند در مورد چه چیزی نظر میدهد.اصول سوسیالیسم اگر نگوییم برای هزاران سال,ولی اقلا”3 قرن است که تکامل یافته و توسط کوشش جانکاه دانشمندان و تحقیقات آکادمیک شکل گرفته و در کوره حوادث تاریخ آبدیده شده و شکل گرفته.و البته به هیچ وجه نمیخواهم نتیجه بگیرم که به سبب اینها و نیز صد البته خون شهیدان بیشمار مبارزین و محرومان تاریخ, به مانند یکی از ادیان تقدیس شده در آمده که باید تعبدا آن را پذیرفت!خیر. ولی حداقل انتظار میرود که مانند دیگر مباحث و دروس پیچیده دانشگاهی با آن برخورد شده و به نقد کشیده شود نه اینکه به مانند دعواهای بالا ده پایین دهی و یا جانبداری بیهوده از یک تیم ورزشی خاص , به تحقیر آن مشغول شویم. اگر کسی واقعا”به این تحقیر کردن نیاز دارد,حداقل باید اندکی زحمت کشیده و به مطالعه با اسلوب و همه جانبه آن بپردازد.و البته بداند که کاری بس سترگ را آغاز کرده.چرا که باید وارد قلمرویی شود که از مزدک تا رازی, و از هگل تا چامسکی بر روی آن کار کرده و عرق ریخته اند. این یک علم صد در صد مدرن است که به ذکاوت و سختکوشی خاص مطالعه دیگر علوم دانشگاهی نیاز دارد. اگر در خود همت قدم گذاشتن در چنین عرصه ای را نمیبینید,خود را از ایرادگیری هم معاف کنید. در غیر اینصورت منطقتان شبیه بزن بهادرهای گردن کلفتی مثل شعبون بی مخ که مسلما اینرا برازنده خود نمیابید.(البته مگر کسی واقعا شعبون بی مخ باشد!)به امید نجات بنده و همه انسانهای این عالم تنیده به هم,از ام النکبت جهالت.بدرود.

  25. متین میگوید:

    آقا اولا ممنون. انصافا من و دوستم بعد از کشف این پدیده کیهانی مشکل اوقات فراغتمون حل شده. خداییش فعلا از سویسی ها هم شادتریم . حالا بد روزگار مشهدیم هست این گالیور دوران. آقا شرمندگیش واسه ما

  26. محمد میگوید:

    به نظرمن انسان اصالت داردبواسطه ذات انسانی نه دین نه نژادنه زبان ونه جنسیت چراکه همه اینها اکتسابات هستندواگرانسان نباشداینهاواژگانی نامعنی اندبنابراین نژادهمه ماادم دینمان وجدان وزبانمان همان گوشت کوچکیست که دردهانمان قراردارددرموردحکیم اردهم جملاتی که من ازایشان دم خیلی بدیهی وعامی بود وبرداشت حکیمانه ایی ازحرفهایش نکردم البته اطلاعات جامعی ازش ندارم

  27. پیمان میگوید:

    با سلام
    نمی دونم از مخالفت با بزرگان چی نسیبتون می شه؟ اگه فکر می کنید با مخالفت کردن با بزرگان شما بزرگ می شید باید بگم کور خوندید حکیم ارد بزرگ اسطوره ی زنده ی ایرانی می گوید:اگر می خواهی بزرگ شوی فراوان از بزرگان یاد کن
    کار شما از دو حالت خارج نیست ۱_واقعا یک فرد نادان وحقیر هستید ۲_دشمنان ایران شما خریده اند.
    حکیم بزرگ کشور من گفته : لعنت همیشگی بر کسانی که تیشه به ریشه ی همبستگی ایرانیان می زنند.
    حالا این کجاش بده؟ اگه نظرمو تو سایت نفرین شدت نمی زاری جوابتو به ایمیلم بفرست.
    در ضمن مثل تو زیادن بعضیا می خوان کوروش و داریوشو کوچیک کنن بعضیا هم مثل توی خود فروخته می خوان حکیم نازنین ایران ارد بزرگ رو کوچیک کنن

  28. hamid میگوید:

    این ارد کیه دیگه از کجا اومده هرازچندگاهی یه آدم مباد اینطور یکسری از این الافاهم میرن دنبالش از سر بیکاری بابا بیخیال وقتتو مال این آدمای بیکار تلف نکن داداش خودشون سرشون به سنگ میخوره خسته میشن دمت گرم مطلبت خوب بود

  29. قاسم میگوید:

    در عین اختصار، بسیار جامع و مفید ، از صمیم قلب از لطف شما متشکرم. شاد و سرافرازباشید.


لطفا پیام و مشخصات خود را اینجا تایپ کنید
نام (یا نام مستعار)
ای - میل (مخفی می ماند)
وب سایت
پیام

Current day month ye@r *