از من به‌سوی ما | چند کلمه حرف جامعه‌گرا برای دل‌خودمان

20 June
8Comments

مطرب مهتاب رو

Mahtabمطرب مهتاب رو، آنچه شنیدی مگو!
گر همه نامحرمند، هر چه که دیدی مگو!
آنکه که بگوئی «حق» است، راهزنی بیش نیست
وآنچه که گوئی ز «عشق»، تحفۀ درویش نیست
مطرب مهتاب رو، عالم معنا کجاست؟
گر ز طلب خسته پای، راه تو تا ماورا است
در حرم جان ما، ما همه نامحرمیم
با قلمی «معنوی»، وهم قلم می‌زنیم
عالم معنی همان، معنیِ این عالم است
معنی‌اش اکنون ولی، رنج و غم و ماتم است!
مطرب مهتاب رو، عاشق روی توام
در طلب کوی تو، در پی بوی توام
در حرم جان ما، لیک به من یار باش
در پی انسانِ ما، عشق طلبکار باش
معنی این عالم ار، نظمِ حقارت زده‌ست
آدمی از معنی‌اش، دست به غارت زده‌ست
پس چو در این جستجو، در طلب روی «یار»
در سخن و نثر و نظم، «سِحر» بگوئی…. مگو!
فربهی از فرط حرص، دست به جانی بَرد
کودکی از فرط جوع، ناله به جان میخرد
مطرب مهتاب رو، «یار»تراشی مکن
بر تن این خستگان، بارتراشی مکن
«یار» من الله نیست! یارِ من اینجا بوَد
هر دو سرای «بهشت»، یاوۀ بیجا بوَد!
یار من آن کودکی‌ست، در پی یک جرعه آب
جان به زمین مینهد، در تب و رنج و عذاب
معنی عالم همان، معنی آن کودک است
رویِ پر از رنج او، بر همه عالم تک است
سرّ پریشانی‌ام، یارِ پریشان ماست
بستر این شامِ شوم، حجرۀ زندانِ ماست

مطرب مهتاب رو، روی تو مهتاب باد!
آنچه بگوئی به ناز، رمز میِ ناب باد
رمز می ناب را، جرعه ای از آب باش
رویِ چو مهتاب را، از دل بی تاب باش
در طلب کوی دوست، شانه به شانه بیا
دوست در این خانه است، زمزمۀ آشنا

 
با عشق و دوستی
تقدیم به یارانی که در این زندان، در هرکجا که دیدند عشق را، ستودند
31 خرداد 1391
زندیک

 

8 پیام ارسال شده است به "مطرب مهتاب رو"


  1. صادق میگوید:

    ب خاطر این توهین و ظلم که به این شعر کردی، جهنم را برای خودت خریدی انشاالله، بار گناهانت لازم و کافی آنقدر سنگین است که دعای من لازم نیست.
    وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَىٰ وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ
    انشالله خداوند این کافران نجس تر از سگ را به درک واصل کند.

  2. Zendic میگوید:

    عیب عاشق مکن ای زاهد پوسیده سرشت
    که گناه من و ما بر تو نخواهند نوشت
    تو به دنبال یکی «حوری» و من در پی یار
    من به دنبال می ناب و تو دنبال بهشت
    یار من کودک تشنه‌ست به دنبال سراب
    یار تو مسجد و الله، به هر سجدۀ زشت
    تو همانی که بسوزانی و ویرانه کنی
    سازم این خانۀ ویرانه مگر خشت به خشت
    گر چه امروز سرایم چو جهنم سازی
    من تو را روز عدالت بفرستم به بهشت!

    زندیک

  3. محمد علی میگوید:

    عالی و زیبا! جواب محشر و دندان شکنی بود. تا اینها بروند و به دنبال حوری هایشان … خودشان را پاره کنند.
    این شعر از خودتان است؟

  4. سیما میگوید:

    آقای صادق خان که معلوم نیست از آمریکا میگیری یا از اسرائیل که این مزخرفات را در وبلاگ ها تایپ میکنی، این شعر را بخوان:

    بی حرمتی به ساحت خوبان قشنگ نیست
    باور کنید پاسخ آیینه سنگ نیست
    سوگند می خورم به مرام پرندگان
    در عرف ما سزای پریدن تفنگ نیست
    با برگ گل نوشته به دیوار باغ ما
    وقتی بیا که حوصله غنچه تنگ نیست
    از بردگی مقام بلالی گرفته اند
    در مکتبی که عزت انسان به رنگ نیست
    در کارگاه رنگرزان دیار ما
    رنگی برای پوشش آثار ننگ نیست
    دارد بهار می گذرد با شتاب عمر
    فکری کنید فرصت پلکی درنگ نیست
    وقتی که عاشقانه بنوشی پیاله را
    فرقی میان طعم شراب و شرنگ نیست
    تنها یکی به قله تاریخ می رسد
    هر مرد پا شکسته که تیمور لنگ نیست!

  5. Zendic میگوید:

    سیمای عزیز تو هم این شعر را بخوان:

    زان مکتبی که ظلم در آن جاودانه است
    بر چهر عاشقان اثری جز تفنگ نیست
    آن مکتبی که یار رنجدیدگان ببود
    مُرد و از آن به جز شقب و رنگ و ننگ نیست
    بیخود بلال را به میانه نیار، دوست
    امروز پاسدار چنان مست و منگ نیست
    فرق است بین طعم شراب و شرنگ، یار
    سهم من از میانه به جز پاره سنگ نیست
    سوگند میخورم به تمام مرام ها
    حرفت به جز گلولۀ «سبز» قشنگ نیست!
    با این گلوله میکشی و دفن میکنی
    این شعر سرخ ما «کفن سبز رنگ» نیست!

    زندیک

  6. سیما میگوید:

    همراه شو عزیز

  7. Zendic میگوید:

    سیمای عزیز،
    این جنبش سبز جنبش مستان نیست
    آوای رهائی به تهیدستان نیست
    این ره که تو میروی به ترکستان است
    این شعبده جز بازی تردستان نیست!

  8. فردا میگوید:

    یار من آن کودکی‌ست، در پی یک جرعه آب
    جان به زمین مینهد، در تب و رنج و عذاب


لطفا پیام و مشخصات خود را اینجا تایپ کنید
نام (یا نام مستعار)
ای - میل (مخفی می ماند)
وب سایت
پیام

Current day month ye@r *