از من به‌سوی ما | چند کلمه حرف جامعه‌گرا برای دل‌خودمان

29 June
31Comments

نژادپرستی ایرانی: نژاد آریائی و آریائیسم

Stop Racismسوسیالیسم یک اندیشه، روش تحقیق اجتماعی و شیوۀ مبارزاتی قائم‌به‌ذات، خودبخودی و خودجوش نیست، بلکه محور سوسیالیسم آگاهی و دخالت خودآگاهانه است: یعنی آگاهی دقیق از ریشه‌ها و بنیان‌های نظام تولید اجتماعی و انتقاد بر آنها، سعی در جهت اصلاح، ترمیم و تغییر آنها و در زمانیکه نظام طبقاتی در شکل نهائی‌، غیرانسانی‌ و فلاکت‌بار خود رخ می‌نماید، مبارزه در جهت براندازی آن و جایگزینی‌اش با شیوۀ تولید مدرن، برابر، آزاد و انسانی سوسیالیسم، به‌واسطه یک انقلاب و دگرگونی عظیم اجتماعی است.
چنین خودآگاهی را نه می‌توان یک شبه از جامعه کسب کرد و نه یکروزه به جامعه منتقل کرد. نمی‌توان توقع داشت که نوجوانان و جوانان ایرانی صرفاً با شنیدن نام «سوسیالیسم» و مشاهدۀ پاره‌ای تبلیغات و تهییجات سازمانی و حزبی و غیره، به تمامی دستگاه فکری سوسیالیسم مسلط و مسلح شده و در بی‌راهه‌هائی که نظام سرمایه در پیش روی آنان می‌گذارد، راه خویش را بیابند.
در برابر سوسیالیست‌ها که راه می‌نمایانند (راهی که بسیار دشوار است) کار نظام سرمایه در به بی‌راهه کشاندن نوجوانان و جوانانمان اما بسیار ساده است. کافی است که سطحی‌ترین احساسات پرانرژی و عواطف جوانی آنان را برانگیزی و این عواطف را به‌سوی بیراهۀ سطحی‌ترین و غیرعلمی‌ترین نظریات اجتماعی بفرستی: اما در معرض این خطرات بودن از بلاهت جوانان نیست، بلکه نشانگر روح پاک و بی‌آلایش آنهاست. در این مقاله سعی دارم به دقیق‌ترین و در عین‌حال ساده‌ترین زبان، یکی از این دامها را برای نوجوانان و جوانان ایرانی آشکار سازم، که عبارت از دام مهلک نژادپرستی، آریانیسم و مسئلۀ «نژاد آریائی» است.
در کتابهای تاریخ دوران سلطنت پهلوی میاموختند که قوم پارسها و قوم مادها، دو قومی از نژادآریائی بودند که در ابتدای شکل‌گیری تمدن در ایران با اتحاد خویش، ساختار دولت هخامنشی متشکل ساختند. اما حقیقت اینست که این تاریخی تحریف شده و دور از حقایق قابل اثبات است. آنچه که از سنگ‌نوشته‌های آشوری به‌سختی و با شک و تردید قابل بازخوانی است، وجود قومی در ایران به نام قوم «پارسواش» است، که بعدها نام آن به «پارس» تغییر یافته است. ضمناً تمدن هخامنشی حاصل اتحاد این قوم با مادها در قالب «نژادآریائی» نیست، بلکه حاصل شکست مادها به‌رهبری ایشتوویگو آخرین پادشاه ماد از کوروش پادشاه پارسواش و اشغال لیدیه و بابل توسط پارسواش‌ها است. هیچ سند تاریخی مبنی بر وجود یکنوع نژاد به نام «آریائی» که از دو قوم پارس و ماد تشکیل شده باشد وجود ندارد.

ریشه‌های واقعی نژاد آریائی:
Iranian Racismنخستین سند تحقیقی و واقعی که در آن نام «آریا» و همسوئی زبانهای «آریائی» برای نخستین بار در جهان به‌کار رفته است، رساله‌ای تحقیقی نوشته شده در سال 1843 توسط فریدریش ماکسیمیان مولر زبان‌شناس و خاورشناس آلمانی است. وی که در دانشگاه لایپزیگ موفق به یادگیری زبان‌های یونانی، لاتین، عربی، فارسی و سانسکریت شده بود، پس از آشنائی با آثار تحقیقی سر ویلیام جونز خاورشناس انگلیسی (1746 – 1794) دربارۀ ریشه‌های مشابه زبانهای فارسی و سانسکریت با زبانهای اروپائی، تمامی این زبان‌ها را همریشه مفروض داشت و برای نخستین بار از عبارت «زبان‌های هند و اروپائی» و سالها بعد برای نخستین بار از عبارت «زبانهای آریائی» برای تبیین این خانواده از زبانها استفاده کرد.
بنابراین تا سال 1843 میلادی، معادل با سال 1221 شمسی و همزمان با پادشاهی محمد شاه قاجار در ایران، اساساً واژه‌ای به‌نام «آریائی» در فرهنگ جامعه بشری وجود نداشته است. لازم به ذکر است که حتی در آنزمان واژۀ «آریائی» به عنوان یک «نژاد» مورد بررسی نبوده و صرفاً واژه‌ای برای تعریف همراستائی و همریشگی زبان‌های هند و اروپائی بوده است.
قبل از آنکه ریشه‌های پیدایش «نژاد آریائی» را مورد بررسی قرار دهیم، لازم است تعریف صحیحی از واژۀ «نژاد» ارائه کنیم، نژادها در جوامع بشری را توسط سه روش تحقیق متفاوت می‌توان دسته‌بندی کرد:
روش تحقیق ژنوتیپ:
که علمی‌ترین روش تحقیق موجود و براساس بررسی همگونی ژن‌ها است. جدیدترین فنون مهندسی ژنتیک امکان این را فراهم آورده است که انسانهای متفاوت از نظر ژنتیک با یکدیگر مقایسه شده و همگونی‌ها و ناهمگونی‌های آنان دسته‌بندی گردد. این روش تحقیق که نشان می‌دهد همۀ انسان‌ها در بیش از 99 درصد تمامی ژن‌ها با هم برابر و همگونند، در یک محدودۀ یک‌درصدی تفاوت‌هائی دارند که می‌تواند به دسته‌بندی نژادی انسانها (صرفاً از نظر علوم زیست‌شناسی و انسان‌شناسی) کمک کند. جالب اینجاست که در این دسته‌بندی مثلاً تفاوت یک مرد چینی و یک مرد سرخپوست از نظر ژنتیک کمتر از تفاوت یک مرد و زن سرخپوست است. به‌عبارت روشن‌تر تفاوت مردان و زنان از نظر ژنتیک بیشتر از هر تفاوت متصور دیگری میان «نژاد»های متفاوت بشری است.
از سوی دیگر ادغام ژنتیک میان جوامع مختلف امروزی، عملاً امکان هرگونه دسته‌بندی قطعی و واضحی میان نژادها را از میان برده است. این مسئله در مورد جوامع همسایه بسیار بارزتر است و به‌عنوان مثال به‌هیچ‌وجه نمی‌توان تفاوت قاطع ژنتیک میان افراد چینی و کره‌ای کشف کرد، به همین شیوۀ نمی‌توان هیچ تفاوت بارز ژنتیک میان یک فرد «ایرانی» و یک فرد «عرب» یا «ترک» کشف نمود و ایرانیان، اعراب، ترک‌ها و کردها از نظر ژنتیک به‌قدری همسانند که عملاً مسئلۀ تفاوت نژادی در میان این اقوام از نظر بررسی ژنوتیپ منتفی است.
روش تحقیق فنوتیپ:
در این روش که بسیار قدیمی‌تر از روش تحقیق ژنوتیپ است، ظواهر مورد بررسی قرار می‌گیرند: یعنی رنگ پوست، رنگ چشم، رنگ مو، فرم و ساختار جمجمه، شکل بینی و گوش، اندازۀ قد، استخوانبندی دست‌ها و پاها و غیره مورد دسته‌بندی انسانها در نژادهای متفاوت می‌گردند. نامهای معروف نژادهای متفاوت از قبیل سفیدپوست، سیاه‌پوست و سرخپوست از اینجا آمده‌اند. البته امروزه با توجه به جمعیت معتنابه افراد دورگه یا چندرگه، دیگر قائل شدن این مرزبندی نژادی غیرممکن است و مثلاً در میان دو نژاد سفیدپوست و سیاه‌پوست طیف بسیار وسیعی از افراد دورگه وجود دارند که عملاً هرگونه مرزبندی واضحی میان این دو نژاد را از حوزۀ امکان علمی خارج می‌کنند.
روش تحقیق زبانشناختی:
در این روش تحقیق، شباهت‌ها و تفاوت‌های میان آدمیان براساس «خانواده» زبانشناختی صورت می‌گیرد و از اینرو از نظر علمی انسانهای هم‌خانواده از نظر زبانی را نمی‌توان یک «نژاد» نامید. زیرا زبان ارثی نیست و اکتسابی است.

اینگونه بود که در سال 1843 میلادی، معادل با دوران سلطنت محمد شاه قاجار، در اروپا موضوع شباهت زبانی میان اقوام هندی، ایرانی و اروپائی موجب پیدایش یک دسته‌بندی جدید شد که آنرا خانوادۀ «آریائی» نامیدند.
علی‌رغم اینکه سعی بسیاری توسط اورلئان‌ها انجام شد تا آریائی را به‌عنوان یک نژاد در اروپا معرفی کنند، لیکن این سعی و تلاش‌ها در زمان اورلئان‌ها به‌جائی نرسید.
در سال 1898 معادل با سال 1277 شمسی و دوران پادشاهی مظفرالدین شاه قاجار، یک دانشمند انگلیسی مقیم آلمان به‌نام هیوستون استوارت چمبرلن کتابی را به‌نام «بنیاد سده نوزدهم» نوشت که در آن برای نخستین بار به تفصیل از وجود نژادی به نام «آریائی» سخن گفته شده و جوامع اروپائی به دو نژاد آریائی و سامی تقسیم شده بودند.
صدها هزار نسخه از این کتاب منتشر شد بدون آنکه کسی از منبع سرمایه لازم برای انتشار آن مطلع شود. گسترش این اندیشۀ خطرناک و از نظر علمی بی‌پایه و اساس تا حدی بود که در آلمان این کتاب را جزو دروس مدارس شمردند و قیصر آلمان شخصاً آنرا برای فرزندانش باز می‌خواند.
این نژاد خیالی و تازه متولد شده، منشأ آغاز جنگ جهانی اول، و در آغاز جنگ جهانی دوم بسیار تأثیرگذار بوده است.
پس از ملاقات هیتلر از چمبرلن در سال 1923، وی تفکرات چمبرلن را به‌عنوان «حقایق علمی» پذیرفت و وقتی به دلیل شرکت در کودتای نافرجام معروف به «کودتای آبجوفروشی مونیخ» به پنج سال زندان محکوم شد، در مدت حبس کتاب «نبرد من» را نوشت. کتابی که پایه و اساس و برنامه حزب نازی آلمان شد و با دامن زدن نفرت نژادی، توسط یک نژاد که تا آنموقع وجود خارجی نداشت (نژاد آریائی) بر علیه تمامی نژادهای دیگر اروپائی، جنگ جهانی دوم را دامن زد که در آن 70 میلیون انسان جان خود را از دست دادند و اروپا به‌طور کامل و بخش‌های قابل توجهی از آسیای میانه و دور و آفریقا به ویرانه‌ای مبدل شدند.

Iranian Racismتاریخچه و پیدایش نژاد آریائی در ایران
علی‌رغم اینکه دولت انگلستان در اروپا به‌ظاهر از پرچمداران مبارزه با فاشیسم و نازیسم هیتلری بود، اما در ایران پس از جنگ جهانی دوم، به‌دلایل متعدد تاریخی خود از پیشگامان رشد آریانیسم و آریاپرستی در قالب‌ها و اطوارهای متفاوتی از قبیل پان ایرانیسم و ناسیونالیسم ایرانی گردید.
نخستین دلیل این عملکرد، قصد دولت انگلستان در تحت کنترل درآوردن روشنفکران متمایل به غرب بود. یعنی آن به اصطلاح روشنفکرانی که دلزده از تحلیل و تحقیق عینی و مادی از دلایل عقب‌ماندگی ایران، با پاک کردن صورت مسئله سعی داشتند که ضمن تراشیدن هویتی نژادی برای ایرانیان، مسئولیت عقب‌ماندگی کشور را بر شانۀ اقوام «غیرآریائی» و تأثیر تاریخی آنها، از قبیل اقوام عرب و کرد و بلوچ و غیره بیاندازند.
جلوگیری از رشد سوسیالیسم در ایران توسط ایجاد یک جناح راست افراطی، از اهداف دیگری بود که در نهایت سازماندهی لژهای فراماسونری «آریائی» به دست دولت انگلستان را باعث گردید. نژادی که تا آنموقع در هیچ سند و مدرک تاریخی وجود خارجی نداشت، ناگهان مبدل به هویتی جعلی ساخت انگلستان برای ایرانیان شد. در این میان اردشیر ریپورتر (جاسوس و مزدور انگلستان) در تشکیل لژهای فراماسونری آریائی‌پرست ازقبیل لژ آریا و لژ کوروش، نقشی تعیین کننده داشت.
در اشاعه این جعلیات به‌قدری سرمایه‌گذاری گردید که پس از مدتی بسیاری از روشنفکران ایرانی به‌راستی باور کردند که در جهان نژادی به نام «آریائی» وجود داشته است و تاریخ آن به زمان «کوروش کبیر» باز می‌گردد! از مجموع این روشنفکران می‌توان از تقی‌زاده، جمال‌زاده و محمود افشار نام برد.
خاندان پهلوی در ادامۀ این تز انگلیسی، خود مبدل به سرمایه‌گذاران در تبلیغ نژاد آریائی شدند و این تز به محور اصلی هویت حزب رستاخیز مبدل گردید. حزبی که علامت زرتشتی فروهر را به‌تفکرات فاشیستی و نژادپرستانه آلود و آنرا به سمبلی برای نژادپرستی ایرانی مبدل ساخت.
جالب اینجاست که پس از قیام بهمن پنجاه و هفت، فقط برای مدت محدودی فعالیت راست افراطی در ایران متوقف گردید و سپس در سال 1370، اعضای حزب پان ایرانیست با گرفتن امان نامه از دولت رفسنجانی دوباره به فعالیت خود در ایران بازگشتند و از آن موقع تاکنون سرگرم دروغپردازی دربارۀ این هویت جعلی (نژاد آریائی) برای جامعۀ ایران و جوانان ایرانی هستند.
حال با دانستن این حقایق تاریخی که با مراجعه به هر سند تاریخی قابل اثبات است، باید به فرزندانمان چه بگوئیم؟ کامنت های مقالۀ «با حکیم ارد بزرگ چکار کنیم؟» را بخوانید تا ببینید برخی از این جوانان چگونه فردی متقلب را که «نژاد آریائی» و «قاره بزرگ کهن» را به‌عنوان نظریه‌ای اجتماعی و امروزی ارائه می‌دهد، با کلماتی مانند عشق و دوست‌داشتن خطاب می‌کنند و از او متعصبانه دفاع می‌کنند. در پاسخ این فرزندانمان فقط باید گفت:
پسرم و دخترم! نژاد آریائی بر روی کرۀ زمین وجود ندارد و هرگز هم وجود نداشته است! این نژاد خیالی ساخته و پرداخته اذهان بیمار و دیوانه‌ای مثل هیوستون استوارت چمبرلن و آدولف هیتلر است. در حقیقت امر و در جامعۀ انسانی امروز فقط یک نژاد وجود دارد که آنهم اسمش «نژاد» نیست بلکه نوع است: نوع انسان که در خانۀ کوچکی زندگی می‌کند که سیاره زمین نام دارد.
اگر می‌خواهی تعصب به‌خرج دهی، عالی است! برای دفاع از نوع خویش تعصب به خرج بده و با هر کسی که قصد دارد نوع انسان را تقسیم کند و او را در فلاکتی دائم نگاه دارد، مبارزه کن. اگر من جوانی مثل تو بودم و کسی می‌آمد و در برابرم دوباره اسم «نژاد آریائی» را بر زبان می‌راند، به‌نمایندگی از تمامی محرومان و فلاکت‌دیدگانی که قربانی این جعل تاریخ شده‌اند، او را با تف بزرگی روی صورتش پاسخ می‌دادم!

 

کارگران و کاراندیشان جهان متحد شوید
سوسیالیسم یک آرزوی غیرممکن نیست!
با عشق و دوستی
زندیک

 

31 پیام ارسال شده است به "نژادپرستی ایرانی: نژاد آریائی و آریائیسم"


  1. محمد میگوید:

    بسیار زیبا بود درود بر شما

    • Ali میگوید:

      Ar•i•an
      Ar•i•an [érree ən]
      (plural Ar•i•ans)
      n
      Christian heretic: a follower of the ancient Greek Christian theologian Arius, who argued that Jesus Christ was the highest created being, but was not divine.
      This doctrine was pronounced heretical in the 4th century ad

      در لغت نامه های انگلیسی به انگلیسی آریائی یعنی فرد تحصیل کردۀ مسیحیwell educated christian ( به نژاد اشاره نمی کند ) ولی در آلمان آریائی یعنی چشم آبی. آنها اعتقاد دارند که انسان هر چقدر چشمش آبی و رنگش بلوند باشد، آنقدر باهوشتر و خلاقیتش بیشتر است و هر چقدر انسان چشمش سیاه، رنگ پوست و موی اش سیاه باشد، آنقدر حیوانتر است. مسئله بین بلوند ( موی طلای و چشم آبی ) و غیر بلوند ( موی و چشم سیاه )است. باتوجه به این نظریه که خود فارس ها هم قبولش دارند، فارس های سیاهپوست در شهرهای بندرعباس، چابهار، آبادان، بوشهر و کرمان حیوان ابن حیوان هستند و فارس های شبه سیاهپوست در اصفهان، طهران، مشهد هم شبه حیوان هستند.
      البته قبل از اینکه آلمانی ها، فارس ها را وادار بکنند که خودشان بخودشان بگویند حیوان، در ایام قدیم فارس ها بخودشان میگفتند سگ. جامی شاعر فارسی زبان برای دریافت کردن استخوان از سلطان محمود غزنوی میگوید

      هستم سگکی بر آستانت / خرسند زتو به استخوانی
      شد سـگ کوی تو جامی، / چون سگانت داغ کن
      تا بداند هـــر کـــه بیـند، / کز سـگان کـوی تست

  2. آریا میگوید:

    فقط نژاد آریایی فقط نژاد آریایی باید بر کل دنیا حکمرانی کند.مرگ بر عرب و افغانی و نژادهای کثیف دیگر.

    • پارسا میگوید:

      هر اریایی در هر جای دنیا باید به دیگران بفهماند که اریایی یعنی نژاد برتر !

  3. artin میگوید:

    oخیلی بی منطق و بدون منبع و یک طرفانه بود ور ضمن عزیزم نژاد آریایی بوده و هست آریایی ها حدود 4000 سال پیش آرام آرام از شمال اروپا شروع به مهاجرت به سمت جنوب کردند. ایتالیایی ها ژرمن ها اسلاوها نژاد برخی از مردم ترکیه و هند و پاکستان و ایران و پشتو ها ی فغانستان بازمانده این مهاجرت است.

    • m میگوید:

      ترک از نژاد مغول هستند هندپاکستان را قاطی نژاد پاک آریانکن

  4. Zendic میگوید:

    آریای عزیز، ممنون از پیامت که بیش از مقاله من ثابت میکند که اعتقاد به وجود نژاد آریائی بر اساس نفرت از انسانهای دیگر است. با صد مقاله نمیتوانستم این تصویری که از خودت در دو سطر دادی را برای خواننده ترسیم کنم.

  5. Zendic میگوید:

    آرتین عزیز، لطفا یک منبع اعلام نمائید که در آن پیش از سال 1843 میلادی، یعنی معادل با سال 1221 شمسی و همزمان با پادشاهی محمد شاه قاجار در ایران، از عبارت کامل «نژاد آریائی» در آن استفاده شده باشد.
    لطفا به واژه آریه در اوستا اشاره نفرمائید زیرا این واژه بیانگر یک «نژاد» نیست و معنای تحت الفطی آن عمل درو کردن گندم توسط کشاورزان و معنی اوستائی آن انسان پاک و نیک پندار است. مقصود من اینست که قبل از سال 1843 میلادی آریه یا آریا به هیچ وجه مبین یک «نژاد» نبوده است.

  6. تینا میگوید:

    زندیک مهربان درود بر شما، بار دیگر ثابت کردین که در جسستجوی حقیقت هستین و از حرکت بر خلاف جریان فکری اجتماع نمیترسین. در این دوره و زمانه گویا هیچچکس جرأت ندارد که بگوید نژاد آریائی یک دروغ محض است.

  7. صفا میگوید:

    عزیز مهربانم،
    این بیت شعرت را من و همسرم از استاد یحیی جوانرودی خواهش کردیم که به خط نستعلیق زیبایشان بنویسند. در خانه زدیم و هر با که میخوانیم احساس خاصی به ما دست میدهد که شرح دادنی نیست:
    فرق است بین طعم شراب و شرنگ، یار
    سهم من از میانه به جز پاره سنگ نیست

    همیشه سهم تو از این میانه پاره سنگ بود و هست. پس تاب و تحمل داشته باش عزیز دلم. مهربانی ارزان نیست.

    مطرب مهتاب رو آنچه شنیدی مگو
    گر همه نامحرمند هرچه که دیدی مگو !!

  8. درویش میگوید:

    صفای مهربان،
    بقیش رو بخون که شبمونو شب کردی باز… از همون شبا که توش عاشق شدیم و از این سبزا بریدیم و فهمیدیم فردا رنگ خونه…
    آنکه که بگوئی «حق» است، راهزنی بیش نیست
    وآنچه که گوئی ز «عشق»، تحفۀ درویش نیست
    مطرب مهتاب رو، عالم معنا کجاست؟
    گر ز طلب خسته پای، راه تو تا ماورا است
    در حرم جان ما، ما همه نامحرمیم
    با قلمی «معنوی»، وهم قلم می‌زنیم
    عالم معنی همان، معنیِ این عالم است
    معنی‌اش اکنون ولی، رنج و غم و ماتم است!
    مطرب مهتاب رو، عاشق روی توام
    در طلب کوی تو، در پی بوی توام
    در حرم جان ما، لیک به من یار باش
    در پی انسانِ ما، عشق طلبکار باش
    معنی این عالم ار، نظمِ حقارت زده‌ست
    آدمی از معنی‌اش، دست به غارت زده‌ست
    پس چو در این جستجو، در طلب روی «یار»
    در سخن و نثر و نظم، «سِحر» بگوئی…. مگو!

  9. تینا میگوید:

    زنده باد سوسیالیسم!
    بذار دق کنن از اینکه ببینن ما سوسیالیست هستیم و هنوز زنده ایم!!!! کشتن خوشونو که بگن سوسیالیسم مرده. پس ما کی هستیم؟!!! نوار که پا نداره!!
    آره درویش مهربان، فردا رنگ خونه…

  10. مهران میگوید:

    دوستان، سوال جالبی اینجا مطرح شد. باید این سوال رابرای تمام ایرانی ها که گویا نسئله نژاد آریائی برایشان امر قطعی و اثبات شده است مطرح ککرد. من نمیدانم ولی از نظر منطقی اگر قبل ز سال 1843 نژاد آریائی وجود داشته باید در جائی در کتابهای علمی و فلسفی و اشعار ایرانی به ان اشاره شده باشد. اگر چنین نیست باید قبول کرد که ادعای این مقاله متین است و نژاد آریائی از اقوام مهاجر 4000 سال پیش نیست و بلکه در اروپا ساخته شده. این سوال خیلی مهمی است چونکه من جوانان ایرانی زیادی را میشناسم که فکر میکنند موضوع نژاد آریائی موضوع قطعی و ثابت شده است ولی به هر منبعی مراجعه میکنم درباره وجود این نژاد هیچ سندی پیدا نمیکنم. شاید بشود مسله وجود نژاد آریائی را با این حساب دروغ بزرگ قرن بیستم نام داد!!
    مهران

  11. پاچاکوتی هیروهیتو میگوید:

    بسیار عالی بود دوست عزیز. افرادی مثل شما خیلی کم پیدا میشن. با اجازه تون برخی مطالب رو “با ذکر منبع” تو وبلاگم مینویسم.
    و من الله التوفیق.

  12. Zendic میگوید:

    پاچاکوتی عزیز،
    به نظر می آید که من و شما دربارۀ نقش الله در توفیق انسان اختلاف نظر اساسی داریم، اما البته همانطور که در پاورقی وبلاگ آمده است شما میتوانید مطالب را به هر نحو و دلیلی، با و یا بدون ذکر منبع نقل کنید، این وبلاگ کپی رایت ندارد.
    جهت آگاهی شما، من نژادپرستی ایرانی و نژاد آریائی را از دیدگاه سوسیالیستی (تلاش برای محو مالکیت خصوصی بر ابزارهای تولید اجتماعی) مورد انتقاد قرار میدهم که با دیدگاه اسلامی این انتقاد، تفاوتهای بنیادین دارد.

  13. پاچاکوتی هیروهیتو میگوید:

    نه دوست عزیز! من فقط برای نشون دادن عدم تعصبم روی یک زبان از عربی هم استفاده میکنم و اگه لطف کنی و یه سر به وبلاگم بزنی میبینی که هیچوقت در استدلالهام از مسایل دینی و مذهبی استفاده نمیکنم و بارها هم در مورد اینترناسیونالیسم و ضدیت با امپریالیسم داد سخن داده م… با توجه به محتوای این سایت فکر نمیکردم اینقدر زود قضاوت کنی…! ولی باید بگم که سایت فوق العاده ایه… ممنون.

  14. Zendic میگوید:

    دوست عزیزم،
    به این سرعت هیچ قضاوتی نکردم و نمیکنم. فقط مفهوم عبارت مشخص «من الله التوفیق» شما نشانگر یک اختلاف نظر اساسی با دیدگاه های من بود که بی هیچ عنادی خدمتتان عرض کردم: التوفیق فی الارض من الانس و لاغیر
    من نیز هیچ تعصبی در ضدیت کورکورانه با زبان عربی ندارم، هم پارسی را دوست دارم و هم زبان عربی را چه در لحن محاوره ای و چه در قالب زبان عربی قرآنی نسبتاً میدانم و از خواندن شعر و ادبیات عرب لذت میبرم. با اندکی گشت و گذار در میان نوشته هایم این مسئله را به روشنی خواهید یافت. اما با جناب آقای الله هیچوقت آبم توی یک جوب نمیرود… به نظرم مشکل از ایشان است که بنده را به انواع و اقسام عذابها تهدید کرده اند و میکنند و من هم زیر بار تهدید نمیروم و به عرض مبارکشان میرسانم که: برو و هر غلطی که دلت میخواهد بکن!
    اما از همه این تمثیلات گذشته، زبان ذاتاً و جوهراً ابزار ارتباط و انتقال مفهوم میان انسان ها است، و نقض غرض است که از آن به عنوان نیرنگی برای جدائی آدمیان سود جسته شود.

  15. پاچاکوتی هیروهیتو میگوید:

    ها… از اون جهت. متوجه شدم.

  16. یپرم عزیزخانی میگوید:

    از نظر من آریایی مفهوم طبقاتی و جدایی گروههای انسانی را میرساند .
    اگر به معنی تحت اللفظی و اوستایی آن توجه کنید گروهی از انسانها که در مرحله اجتماعی واقتصادی کشاورزی قرار گرفتن خود را برتر از جوامع شبانی می یابند .کشاورزی گروه انسانی را مجبور به یکجانشینی کرده بود وآنها ناگزیر باید از لحاظ علمی و اجتماعی رشد میکردند . در زبان و خط،حساب و هندسه ،تقویم و ستاره شناسی،ابزارآلات تولیدی و رزمی . این برتری موجب انفکاک از گروههای کوچنده و شبانی و چادرنشینی شد، ناخودآگاه دیدگاهی را موجب شد که دیگران را بربر و وحشی ، و خود را نیکو یرتر بدانند.
    یک پرسش دارم،آیا آن تصویر فروهر و علامت خورشید(صلیب شکسته اصطلاحی غلط است)نشان حزب خاصی است؟
    در باره علامت خورشید(چرخش زندگی جاویدان) در فرصت دیگر توضیح خواهم داد .فقط مختصر آنکه این آرم را حکومت فاشیستی (نازی)آلمان ربایش و آنراآلوده به انسان ستیزی کرد.

  17. یپرم عزیزخانی میگوید:

    زندیک گرامی آیا امکان تغییر شکل تایپ حروف وبلاگتان هست؟در خواندن کمی اشکال دارد.
    بنظرم دوستانی که مقالات شما را بازنویسی کردند(تایپ مجدد)برای همین ایراد بوده است.

  18. Zendic میگوید:

    یپرم عزیز، FireFox ایرادی ندارد و قلم فارسی را خوب نشان میدهد، ولی برای IE و Chrome قلم فارسی را به تاهوما تغییر دادم که خواناتر باشد.

  19. فرزاد میگوید:

    ممنون از زندیک,خیلی خوب بود
    منتها جرقه هایی رو توی ذهنم زد که باید بیشتر راجع بهش میگشتم و نظرمو کمی متین تر و پخته تر میدادم,که اینکارو حتما خواهم کرد
    ولی فی الحال خواستم گفته باشم گذشته از اینکه نژاد آزیایی ساختگیه یا از پیش بوده, به یه استدلال اسقرایی ساده که رجوع کنیم, من خودم شخصا از همه ی نژاد ها آدم هایی دیدم(دیدن به معنی ملاقات کردن) که به درجه ای بالا از درک و کمال رسیدن,کار های مهم کرده اند و کتاب های کذایی نوشته اند و در کل کارنامه ی عالی ای دارند
    پس همین کافیه تا مشخص بشه نژاد پرستی بربریت و جهلی بیش نیست
    اصلا خیلی ساده و واضحه
    اگر ارزش انسانها به صفات کسبیشون نبود و به صفات سببیشون و صفاتی که بهشون ارث رسیده, برمیگشت که دیگه ارزش معنا نداشت

  20. فرزاد میگوید:

    تصحیح میکنم :دیدن نه به معنی ملاقات مردن

  21. فرزاد میگوید:

    دیدن نه به معنی ملاقات کردن

  22. پاچاکوتی هیروهیتو میگوید:

    من نظرم عوض شده فقط نژاد آریایی از همه بهتره تفکر راسیست این ها را اثبات میکند.

  23. پوریا میگوید:

    به خدا نزاد اصلا مهم نیست…خیلی از ایرانی ها هم نراد براشون مهم نیست چرا تهمت میزنید؟؟اگه حکومت نرادپرسته که اونم به خاطره سیاستشه نه حس ناسیونالیستی به مردم چه ربطی داره؟؟
    من خودم لرم و بهتریت دوستام ترک و کردن و هیچوقت باهم راجع به نزاد حرف نمیزنیم چون اصلا مهم نیست!!!

  24. m میگوید:

    این مطالب یک غیرآریایی است که میخواهد واقعیت های تاریخی نژاد آریا،پژوهش های علمی،متون تاریخی وغیره را دروغ جلوه دهد.

  25. مهدی میگوید:

    شما بیاید اهواز و خوزستان تا ببنید که این اعراب چقدر از نژاد پرستی زجر میکشند بخدا توهین ها و تاعیض هایی که اینجا علیه اونها میشه توی اسراییل هم یافت نمیشه.. من یادم میاد که جو فبلا اینفدر وحشتناک نبود ولی الان به علت کثرت همین مطالب توهین آمیز حتی یک بچه هم نژاد پرست کثیف شده است. اینقدر تاریخ را تحریف کردن که تا بک فارس برسی میکه ما 7000 سال سابفه تاریخ داریم شما ملخ خور. در حالیکه همین اعراب اهواز از عیلامیان بودن و هنوز زبان آرامی بین بعضی هاشون هست. من مظلوم تر از این قوم توی ایران ندیدم

  26. مهدی میگوید:

    شما بیاید اهواز و خوزستان تا ببنید که این اعراب چقدر از نژاد پرستی زجر میکشند بخدا توهین ها و تاعیض هایی که اینجا علیه اونها میشه توی اسراییل هم یافت نمیشه.. من یادم میاد که جو فبلا اینفدر وحشتناک نبود ولی الان به علت کثرت همین مطالب توهین آمیز حتی یک بچه هم نژاد پرست کثیف شده است. اینقدر تاریخ را تحریف کردن که تا بک فارس برسی میکه ما 7000 سال سابفه تاریخ داریم شما ملخ خور. در حالیکه همین اعراب اهواز از عیلامیان بودن و هنوز زبان آرامی بین بعضی هاشون هست. من مظلوم تر از این قوم توی ایران ندیدم. شما برید دشت آزادگانکه اسم عربی اونو عوض کردند عربهای اونجا سخت ترین کارها رو انجام میدن و بیشترین توهین ها رو میشنمود بیشترینش هم به خاطر همین بسته فکری که به اصطلاح طبقه روشن فکری فارس سالها دارن تولید و به خورد بقیه میدن.. جالبه کسی هم حرف بزنه میگه ما در ایران نژاد پرست نداریم.. نمیدانم اخر و عافبت این نژاد پرستی چی میشه ولی میدونم هر کسی این ها رو افشا نکنه همدست و شریک ظلم میباشد

  27. پیمان میگوید:

    با سلام
    من ایرانو اریایی ها رو کوروشو و….بی نهایت دوست دارم اما اگه شما هم وطنای نژاد پرست من برید وتاریخ رو بخونید می فهمید که عزت ایرانیا به خاطر احترام به دیگران بوده از طرفی افغان ها هم وطن های خوب ما هستند کسانی که به اونها توهین می کنند بر طبق خواسته ی دشمنان قسم خورده ی ایران یعنی انگلیس وروسیه عمل کردن کشور ما مانند قوقنوسی است که پس از هربار نابودی دوباره خود را می سازد اما شکوه دوباره ی ایران به اتحاد ایرانیان بستگی داره بعدشم شما که با افغان ها این طور رفتار می کنید اگه برید کشورهای اروپایی می بیند به شما می خندن چرا که همچو افراد بی عقل و شعور با یکدیگر درگیر هستید در حالی که انها در حال پیشرفت هستند

  28. علی میگوید:

    اینکه نژادپرست باشیم با این که به نفع نژاد خودمون بریم فرق داره این احساس به نژاد خودمون دلیلی داره که وجود داره و نباید بیهوده بگیرم اول باید به فکر نژاد خودمون باشیم و بعد دیگران باید نژاد خودمون زیاد شه اگر این طرز فکرم رو نداشته باشیم یا در نژاد های دیگر حل میشیم یا دیگر باقی نمیمونیم نمیگم حالا بقیه نژادا رو بکشیم یا اذیت کنیم فقط میگم در راستای نژاد خودمون حرکت کنیم اصلا شما میگی اریا وجود نداره به درک وجود نداره ریشه هامون که یکی هست


لطفا پیام و مشخصات خود را اینجا تایپ کنید
نام (یا نام مستعار)
ای - میل (مخفی می ماند)
وب سایت
پیام

Current day month ye@r *