از من به‌سوی ما | چند کلمه حرف جامعه‌گرا برای دل‌خودمان

03 July
30Comments

دیدید که «نژاد آریائی» به کجا منجر شد؟!

آقایان و خانمهای عزیز نژاد آریائی، دیدید که گفتیم و گوش نکردید؟ آنقدر گفتید ایران و ایرانی و آریائی که ابلهان باور کردند؟ آنقدر دم از نژاد برتر زدید که باورشان شد؟ این را می‌خواستید؟ دیدید که «مردم» (بخوانید نیروهای امنیتی، چند نفر آدم خشمگین و بسیاری اراذل) به خانه رفقا و اقوام و عزیزان افغانی‌مان در یزد ریختند و آن را آتش زدند و فقط به جرم «افغانی بودن» بسیاری را دستگیر کردند؟ خیالتان راحت شد؟ فاشیسم اس اس و سربازهای نازی را در خیابانهای یزد دیدید تا باور کنید وقتی می‌گوئیم نژادآریائی را استوارت چمبرلن و آدولف هیتلر اختراع کرده‌اند، راست می‌گوئیم؟
باز هم از این صحنه‌های فهرست شیندلر در ایران می‌خواهید ببینید؟ آدم‌سوزی می‌خواهید؟ می‌خواهید عزیزان افغانی‌مان را، این گلهای فارسی‌زبان و شیرین‌زبان و شوخ‌طبع و سخت‌کوش‌مان را، این کارگرانی که خانۀ من و تو و همسایه‌ات را آجر به آجر ساخته‌اند، این برادران و خواهرانمان را زنده زنده به کورۀ آدم سوزی بفرستند، تا آنموقع مثل افسران اس‌اس‌، عین سگ پشیمان شوید و اشک تمساح بریزید که «ما مقصر نبودیم» و «ما فقط هویت ملی می‌خواستیم»؟

نمی‌خواهید بر سر عقل بیائید و این «نژاد آریائی» را و این «ایران برای ایرانی است» را یکبار برای همیشه به زباله‌دانی دادگاه نورنبرگ بسپارید و انسان را فارغ از رنگ پوست و ملیت و مذهب و جنسیتش دوست بدارید؟

این زنگ خطری است برای شما آقایان و خانمهای اعضای محترم «نژاد آریائی»! بیدار شوید وگرنه بیدارتان خواهند کرد! بیدار شوید قبل از اینکه تاریخ بر چهره شما تف بیاندازد. بیدار شوید قبل از اینکه فردای تاریخ در دادگاه «تهرانبرگ» به جرم آدم‌سوزی و جنایت بر علیه بشریت محاکمه‌تان نکرده‌اند. وگرنه تک‌تک‌تان را بی هیچ رحم و شفقتی محاکمه خواهیم کرد، زیرا امروز با شما حرف ناگفته نگذاشته‌ایم.

تاریخ رحم ندارد. خودتان به خودتان رحم کنید!

ننگ بر نژادپرستی ایرانی
زندیک


خواننده عزیز، برای آشنائی با این تحریف تاریخ و ریشه های دروغین پیدایش نژاد آریائی، مقاله «نژادپرستی ایرانی: نژاد آریائی و آریائیسم» را بخوانید.
ضمناً با دانلود، معرفی و انتشار کتاب «اطلاعات و ماهیت ارزش» با توسعۀ نظری جامعه گرائی و ارتباط پراتیک طبقه نوین کاراندیشان با سوسیالیسم ایرانی، همراهی کنید.
آری، سوسیالیسم یک آرزوی غیرممکن نیست، ولی تحقق این آرزو بسته به گام انقلابی و انسانی شما در همین لحظه است.

 

30 پیام ارسال شده است به "دیدید که «نژاد آریائی» به کجا منجر شد؟!"


  1. sorosh میگوید:

    حرفتون درسته.نژادپرستی خوب نیس ولی یه واقعیتی رو هم فراموش نکنیم. اینکه واقعا افغانیها براقتصادایران تاثیر خوبی نگذاشتند حداقل کاری که اونها کردند اینه که قیمتها رو شکستند و در نتیجه کارگر ایرانی تا این حد حقوقش پایینه. مساله بعدی اشغال بسیاری از مشاغل توسط اونهاست. نگیم ایرانی اینکارهارو نمیکنه و از افغانی فقط برمیاد. خیر صححیح نیس. سری به بازار کارگرهای روزمزد بزنید میی بینید که اونها واقعا نیازمند کار هستند. نیازمند کاری که افغانها درش ترجیح داده میشن چرا که به نفع مثلا بساز بندازهاست . بخاطر امتیازاتی که به اونها نمیدن از قبیل بیمه و سایر مزایا. پس احساسی برخورد نکنیم. از خیالات لیست شیندلر واینا بیایم بیرون بابا. مملکت افغانها به همت امریکا در حال بازسازیه. خب برگردن مملکتشون. من در ایران نیستم.باورتون نمیشه وقتی یکهفته از ویزام میگذره چه بلایی سرم میارن. از جریمه نقدی و بعد تهدید به اخراج همیشگی. خب چرا برای افغانها این شده نژادپرستی و برای ما اینطوری نیس؟!!!!
    قبول دارم نباید خشونت بخرج داد. ولی اصل برگشت اونها به کشورشون اصل خوبیه.مگر اینکه در حال درس خوندن باشن و مثل منی که ایران نیستم 4برابر یک بومی شهریه بدم و کلی پول خرج کنم اونم بدون مجوز کار. یا اینکه نیروی ماهر باشم و قانونی در ایران کار کنم.وگرنه غیر قانونیها باید برگردن

  2. رحیمیان میگوید:

    تشکر از موضوعات و مقالات شما خیلی جالب و خواندنی است امیداست که در ارمانهای تان نایل آید

  3. Zendic میگوید:

    سروش عزیز،
    برنامه حزب ناسیونال – سوسیالیست آلمان (سال 1932) را بخوان، یعنی حزبی که بعدها به حزب فاشسیت آلمان تغییر پیدا کرد.
    آنها ابتدا درست با همین جملات شروع کردند: یهودیان بر افتصاد آلمان تأثیر منفی میگذارند، حقوق کارگر آلمانی را پائین آورده اند، قوانین بیمه و مزایا را تقلیل داده اند، غیرقانونی وارد آلمان شده اند، افراد غیرقانونی را باید اخراج کرد و از همین قبیل خزعبلات.
    به جای اینکه مسبب بدبختی ها و فلاکت های طبقه کارگر ایران (یعنی نظام سرمایه داری) را مورد سؤال قرار دهید، کارگران افغانی را به زیر این سؤالات کشیده اید. سرمایه داران از چنین بلاهتی بسیار خوشحالند و در دلشان از خنده و شادی ریسه میروند.
    نخیر عزیز، فروشندگان نیروی کار (کارگران) نه ملیت دارند، نه قومیت دارند، نه نژاد دارند و نه کشور… آنها از دار دنیا فقط یک چیز دارند: نیروی کارشان که برای امرار معاش باید آنرا به پائین ترین قیمت در بازار به فروش برسانند.
    ناسیونال – سوسیالیسم یعنی همین: یعنی به بهانه حقوق کارگران یک کشور، سنگ ملیت و نژاد را به سینه زدن. ناسیونال – سوسیالیسم آغاز فاشیسم است.
    در برابر این بیماری خطرناک در همان آغاز باید ایستاد.

  4. سیما میگوید:

    زندیک عزیزم، افسرده شدم، دیگر عشق و دوستی در این نوشته ات نیست. کجا است آن زندیک عاشقی که با خواندن هر نوشته اش لبخندی از عشق و دوستی بر لبانمان مینشست؟

  5. Zendic میگوید:

    سیمای عزیز، متأسفم که افسرده ات کردم. اما من با ناسیونال – سوسیالیسم، نازیسم، فاشیسم و نژادپرستی آریائی هیچ عشق و دوستی ندارم. از این جماعت اعضای نژاد خیالی آریائی، فقط یک بو به مشام من پیرمرد میخورد و آن بوی باروت است! تاریخ یکبار نژادآریائی را امتحان کرده است و کثافت درون آن را به چشمان هفتاد میلیون کشته در جنگی جهانسوز دیده است.
    بگذار تا به عشق و دوستی، و به قیمت آخرین نفس هفتاد میلیون انسان، نگذاریم که این کثافت تاریخ، بار دیگر در ذهن نوجوانان و جوانان ایرانی رشد کند.

  6. درویش میگوید:

    زندیک خسته نباشی! گل رویت را عشق است! آن نفس عاشقت که شعر حافظ را اینگونه پرمحبت پاسخ میدهد را عشق است! این خشمت را با آریائی پرست ها عشق است! سیما جان اشتباه نکن، این نوشته زندیک هم عین عشق و دوستی است.
    او حق میگوید، به هر زبانی که میگوید، حق نگهدارش باد!

  7. نسیم میگوید:

    زندیک جان من یک دختر افغانم که پدرم یازده سال در ایران زحمت کشید تا مصدوم شد. دلمان را شاد کردید، اشک شوق ریختیم.
    برخیز ای داغ لعنت خورده، دنیای فقر و بندگی
    آزرده خاطر ما را برده، به جنگ مرگ و زندگی
    یا آنطور که زندیک جان در نظم رقصندگان میگوید:
    که وی می بیند اندر جان هر تکدانه ای، آری!
    نسیم و بوی گندمزار بنهفته است!
    و در دلهای گندمزار فرداها،
    بسی امید بشکفته است
    و پیشاهنگ مردان سحرخیز
    که از آوازشان، هر دانه ای ره سوی بیداری بیابد:
    که ای برده مرا شوریده خاطر،
    به جنگ زندگی یا مرگ، برخیز!
    که ای خورده به چهره،
    صد هزاران بار داغ ننگ، برخیز!

    نسیم

  8. شاهین میگوید:

    نسیم جان من هم یک پسر ایرانیم و فدای اون چشمهای ریز و باهوش و شوخ و زیرک تو هم هستم! از دختر افغانی خوشگلتر و شادتر و باهوشتر و نمکی تر توی دنیا وجود نداره! ده تا دختر ایرانی هم میشناسم که دوست پسر افغانی دارند و خیلی هم با هم خوشند!
    این آریائی پرست ها را ول کنید. زر زر های ایران و ایرانی و نژادآریائی اینها مال دوران سرجوخگی هیتلر است و نسلشان هم که روز به روز دارد از دنیا ریشه کن میشود.

    • عباس میگوید:

      شاهین تو اونحای خوار مادر اون چنگیز ولدالزنا و همه چشم کوچولوهایی که تمدن بشر و به خصوص ایرانو از بین بردند با تخم و ترکه هاشون. تو که گفتی ایرانی هستی. ضمنا افغان ها که خودشون به کشورشون میگن آریانا هزاران ساله جزو خراسان ما هستند و ربطی به اونایی که شما به اسم افغانی پرستی ازشون دفاع می کنید ندارند.

  9. مینا میگوید:

    من یازدهمیشم! دوست پسرم افغانیه و عاشق دستای مهربونش و نگاه سکسیشم شبا که با هم حال میکنیم همسایه ها خواب ندارن. هفته پیشش تویه مهمونی سلطنت طلبا بوسیدمش و بغلش کردم باید قیافه این نژادآریائی ها رو میدیدی!!
    از دادگاه “تهرانبرگ” هم خیلی حال کردیم!!!! دم همتون گرم. به این میگن … توی هیکل این جنابهای محنرم نزادآریائی!!!

  10. sorosh میگوید:

    من دلایل خودم رو با مسایل اقتصادی مطرح کردم.همون دلایلی که در استرالیا هم به مردم هندی سخت میگیرند چون که قیمتها رو شکسته اند. فکر میکنم شما بیشتر نزاد پرست هستید و تا حد زیادی هم توده ای .
    ضمنا من فکر نمیکنم که توهینی کرده باشم یا شما در حدی باشید که به من لقب بلاهت بدهید. متاسفم برای خودم که برای این صفحه بی ارزش وقت گذاشتم تا بعد محکوم به بلاهت شوم.
    قانون روزگار این است که هرکسی ادعای بیشتری بر عدالت دارد خود ظالمی وحشتناک و دیو صفت است.
    همین افکار توده ای ایران زمین را به تباهی کشاند.
    خوش باشید با این افکار بی منطقتان

  11. sorosh میگوید:

    ضمنا هرچه دوست دارید به من بد وبیراه بگویید یا فحش دهید . متاسفانه دیگر برگشتی به این صفحه نخواهم داشت دوست ناعزیز.پس خود را خسته نکنید . البته شما ناسزا بگویید و دیگران برایتان هورا خواهند کشید.
    باشید تا صبح دولتتان بدمد

  12. Zendic میگوید:

    سروش عزیز،
    چرا به تو بد وبیراه بدهم؟ تو نظر خودت را میگوئی و اگر به این صفحه هم برنگردی حداقل دیگران آنرا خواهند خواند.
    عرض کردم که سرمایه داران به این «دلایل اقتصادی» بلاهت آمیز شما میخندند و از خوشحالی اینکه من و شما را اینقدر ابله گیر آورده اند در پوست خود نمیگنجند.
    نرخ بازار فروش نیروی کار، مانند هر بازار دیگری به واسطه رقابت تعیین میشود. سرمایه داری ایران تنها طبقه ای از جامعه است که با ایجاد این رقابت میان کارگر ایرانی و کارگر افغانی سرخوشانه سود میبرد. من و شما در این میان سودی نمیبریم.
    همین سرمایه داری، چه در استرالیا، چه در امریکا و ایران، این رقابت حاد و اکید را که خودش بوجود آورده است، در قالب اختلافات و تفکرات نژادپرستانه، قومی، قبیله ای، مذهبی و غیره به جامعه معرفی میکند و بدین وسیله با مسموم کردن جو اندیشگی جامعه، مشکلی را که خود مسبب و باعث آن است، به گردن این اختلافات «فطری» و «انسانی» می اندازد.
    دوست عزیز من، تحلیل اقتصادی ات بلاهت آمیز است. در این وبلاگ من آمدی و این تحلیل بلاهت آمیز را تایپ کردی و من هم صادقانه و دوستانه گفتم که سرمایه داران به این بلاهت میخندند و از آن خوشحالند. اما سانسورت نکردم، فحش ندادم، بلوک ات نکردم، توهین نکردم.
    حالا این تحلیل اقتصادی ات چه ربطی به «توده ای بودن» و «تباهی ایران زمین!» دارد را یا خودتان توضیح بدهید، یا اینکه اجازه بدهید بقیه خوانندگان این نوشته تا وقتی که این وبلاگ پابرجاست به این حرفهایتان بخندند.
    یا اینکه شجاعت داشته باشید، پنهان نشوید و بحث اقتصادی دقیق و علمی بکنید تا پاسختان را با بحث و آمار و تحلیل و ارقام بدهم.

    ضمنا بنده منتظر صبح دولت هیچکس نیستم و مطمئن باشید از این میانه چیزی جز پاره سنگ نصیب من نمیشود.

    برای اینکه کدورتی در دلت نماند، این قطعه شعر برتولت برشت را به تو تقدیم میکنم:

    کودکش را از مدرسه اخراج می کنند
    در صف نان او هميشه آخرين نفر است
    در اتوبوس اگر جايی برای ايستادن باشد
    نگران چشم هايی است که او را جانی می پندارند
    او هر کار شاقی را انجام می دهد
    با مزدی ناچيز
    که گاه پرداخت نمی شود
    او حق ازدواج ندارد
    او حق سفر ندارد
    او حق اعتراض ندارد
    او هيچ حقی ندارد
    و ما او رامسبب
    تنگی کلاس درس
    صف طويل نان
    بيکاری
    و هر بی حقوقی
    ديگر می دانيم
    و آفرينندگان واقعی بی حقوقی او و ما
    ازاين همه حماقت ما دل ريسه می روند!!!

    زندیک

  13. سیما میگوید:

    سروش عزیز،
    قبل از اینکه به زندیک بد و بیراه بگوئی و دل مارا هم که به این نوشته ها خوش است برنجانی، کتاب اطلاعات و ماهیت ارزش را بخوان تا او را بهتر بشناسی، شاید هم خیلی از رنج ها و ابهام های تو درباره تباهی ایران زمین هم پاسخ داده شوند. هنوز در برابر این تباهی میتوان ایستاد.
    برخیز ای جهان پر از لعنت حقیر
    کین داغ لعنتت به جز آوای جنگ نیست
    فرق است بین طعم شراب و شرنگ یار
    سهم من از میانه به جز پاره سنگ نیست!!!

  14. بهمن میگوید:

    جناب آقای دکتر سروش متخصص اقتصادی،
    چطور وقتی قدم رنجه میفرمانید و در اروپا تقاضای پناهندگی میکنید، اگر دوسال جوابتان دیر بشود یا اینکه یکماه حقوق سوسیال تان قطع بشود یا یکنفر توی خیابان چپ چپ بهتان نگاه کند، یکسره “تباهی ایران زمین!!” را فراموش میکنید و دادتان دنبا را برمیدارد که ایهاناس حقوق بشر نقض شد و این امریکائی ها و سوئدی ها و المانی ها نزادپرستند!!
    حالا که به کارگران افغانی میرسد، یکدفعه یاد تباهی ایران زمین (!) میافتید و شم اقتصادی و تحلیل های اقتصادسیاسی تان گل میکند؟؟!!
    ما دمب خروستان را باور کنیم یا قسم حضرت عباستان را؟؟!!
    احزاب نژادپرست اروپائی هم همین دلایل “اقتصادی” را علم کرده اند که حق زندگی را از جنابعالی بگیرند و بفرستندت در ایران تا مشکل “تباهی ایران زمین” و “حزب توده”ات را خودت حل کنی. پس برو حل کن.
    نه جانم، کارگر افغانی در ایران همانقدر حق زندگی دارد که جنابعالی در ناف اروپا یا امریکا. این حرفهای من را هم اگر به حساب “بد و بیراه” میگذاری که هیچ، به همین مظلوم نمائی ها خوش باش. وگرنه برو یک کم در تنهائی با خودت فکر کن و این معادله چهارمجهولی ات را توی آینه حل کن. برای خودت خوب است.

  15. عامری میگوید:

    دوستان نکوبید لطفا، مقصر این دوستمان سروش نیست و بحثی که از نظر اقتصادی میکند غلط نیست، اما نتیجه گیری اش متاسفانه غلط است.
    در ضمن یادتان نرود که حزب پان ایرانیست در یزد بیشترین هوادار و طرفدار و فعالیت را دارد.
    تا وقتی که چپ سرش را توی برف کرده و با خودی ها دارد جر و بحث و دعوا میکند، راست افراطی دارد از فرصت استفاده میکند و جامعه را به سمت نژادپرستی و پان ایرانیسم میکشاند.
    این چپ ایران کی میخواهد بیدار شود و ببیند که جامعه راست افراطی و آرائیست و پان ایرانیست شد و ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم؟
    حزب توده را ولش کنید جان همه عزیزانتان!! بیائید یک فکری برای این راست افراطی رشد یابنده بکنید. همه جوانان آلوده شدند. یکی تاتوی “فروهر” میکند و ان دیگری گردنبنش را میاندازد و ان یکی انگشترش را به دست میکند، و چپ ایران هم هنوز در بند بحث های صد من یه غاز است که آیا جمهوری اسلامی سرمایه داری هست یا نیست و نبرد خلق با امپریالیسم به کجا میرود.
    عزیزان جبهه ما در برابر راست افراطی است نه در میان خودمان!!!!

  16. عامری میگوید:

    یادم رفت. بدترین کاری که چپ میکند همین کاری است که در این وبلاگ داریم میکنیم. فشار اجتماعی روی یکنفر ایجاد نکنید. بگذارید آزاد حرفش را بزند. سروش نه نژادپرست است و نه در قضیه یزد دست داشته و در این بین بیگناه ترین ادم است. چرا حرفش را نزند؟ چه اشکالی دارد که ایران زمینش را دوست داشته باشد. چه اشکالی دارد که بگوید حزب توده باعث تباهی شد؟ ایران را که ما هم دوست داریم و حزب توده هم که همه میدانند باعث چه تباهی هائی شده است. اشتباه که نمیگوید. فقط به نظر من نتیجه گیری اشتباهی میکند. بگذارید آزادانه حرفش را بزند و بحثش را بکند، من و شما هم اگر توانستیم حرف دلمان را طوری بزنیم که به دل او هم بنشیند. این نوشته هایش را که میخوانم به نظرم اصلا نیامد که سروش راست افراطی باشد، فشار اجتماعی تولید نکنیم.

  17. ایرانی پر افاده و گوزو میگوید:

    ای بابا ان یکی ابله کمونیست کارگری بهش میگه توده ای و استالینسیت، اینیکی میگه نژادپرست توده ای، آن احمق توی مقاله ارد بزگ هزار فحش میده شیطان بزرگ و غیره که من یکیش رو هم نمیتونم تحمل کنم. بیچاره زندیک راست میگه که سهم من به جز پاره سنگ نیست تو این روزگار هرکس خلاف جربان حرف بزنه مردم فقط پاره سنگ حواله کله بیگناهش میکنن، هیچکی یک دقیقه هم گوش نمیکنه که ببینیم این ادم داره چی میگه اصلا. مردم مفلوکی هستیم. این اروپائی ها میمیرن برای هر ادمی که خلاف جریان حرف بزنه چونکه ازش چیز یادمیگیرن! ما هنوز مثل ادمهای اولیه پاره سنگ پرت میکنیم!!!

  18. فرهاد میگوید:

    اولین بار به این وبلاگ سر زدم واقعا همه چیزتون مزخرفه از از دیدگاههاتون گرفته تا نویسنده اش

  19. Zendic میگوید:

    علیک سلام آقا فرهاد! حال شما خوب است؟ ما هم ملالی نداریم به جز لطف شما. سلام ما را به عمو آریا و برو بچه های قوم ریائی برسانید. حالا چرا به این کلبه درویشی ما قدم رنجه فرموده بودید؟!

  20. نژاد پرست میگوید:

    تو غلط میکنی کثافت ونژاد پرستی خودش یک مکتبه
    هر بشری آزاده که طرز فکر خودشو داشته باشه فردا شما کثافتها ما مجبور میکنید با سگهای ولگرد توی خیابون هم روشنفکرانه برخورد کنیم. اخه اشغالا ما نژاد پرستا هم ادمیم همینقدر که تو به عقایدت ایمان داری منم به عقایدم .

  21. Zendic میگوید:

    آقا یا خانم نژادپرست،
    من از نوشتن این مقاله هدفی به جز آشکار کردن چهره شما آدمها ندارم. خوشبختانه با این شیوه کامنت نویسی هایتان صدبار کارآتر از آنچه من بتوانم در چند خط مقاله بیان کنم، چهره واقعی تان را آشکار میکنید. شما آئینه تمام نمای نژادپرستی هستید: یعنی مکتبی که در آن انسان های دیگر را «سگهای ولگرد توی خیابان»می نامند.
    یکی از سرگرمیهای مفرح من نیز اینست که حساب این «مکتب» فاسدتان را برسم. نخیر جناب عقیده پسند، نژادپرستی «عقیده» نیست، بلکه یک جرم است و با نژادپرستان باید به مثابه مجرمان و جنایتکاران برخورد شود، همانگونه که در پیشرفته ترین کشورهای دنیا چنین میکنند.
    اگر «عقیده» دارید که انسان دیگری را به دلیل رنگ پوست، نژاد، جنسیت، ملیت یا زبانش باید فروتر شمرد و او را «سگ ولگرد توی خیابان نامید» دیگر پایتان را در این وبلاگ نگذارید که اینجا جای مجرمین و جنایتکاران نیست.

  22. هستی میگوید:

    من عاشق افغانی های ناز ومهربونم
    هستی از تهران هستم
    خودم ایرانی هستم اما افغانی های مهربان دوستتون داریم

  23. هستی میگوید:

    همه بنده ی خداییم
    افغانی ایرانی نداره که
    خدا به آدم سلامتی بده و دل خوش
    این دنیا هم میگذره پس چه خوبه آدم کاری کنه که اون دنیا عذاب نکشه
    همه رو خدا آفریده
    افغانی ها زحمتکش هستن
    آرزوی سلامتی برای همه دارم
    هستی از تهران

  24. نیما یک ایرانی میگوید:

    چه کار احمقانه ای که کسی خودش رو جای دختر ایرانی جا بزنه بگه من عاشق پسر افغانی هستم البته آرزو بر جوانان عیب نیست

  25. ایرانی میگوید:

    این ژست های برابری نژآدی مسخره و حقوق بشری که غربی ها یا شرقی ها راه انداختند یک مفهوم کاملا پوچ و مسخره است که کم کم در حال رنگ باختن است و به احتمال 100 درصد در اینده ای نزدیک و احتمالا در اواخر همین قرن در قالب هایی نظیر شورش های اجتماعی و نیز رای اوردن احزاب راست دستی افراطی در همون مهد های حقوق بشر و حتی اخراج دسته جمعی و یا در موارد حادتر کشتن و بیرون راندن مهاجران خصوصا مهاجرانی که هیچ نفعی به حال جامعه مقصد نخواهند داشت بروز خواهد کرد

  26. ایرانی میگوید:

    در ضمن اینو هم باید بدونید همزیستی مسالمت امیز در یک کشور میان ساکنین اصلی ان کشور و مهاجرینی که از کشور های دیگر امدند و دین و فرهنگ و زبان و ماهیتی کاملا متضاد با مردم کشور مقصد دارند به مدت طولانی غیرممکن است و مانند اتش زیر خاکستر روزی سر باز خواهد کرد…..اینقدر هم از این جماعت افغانی حمایت نکنید یک لحظه خودتون رو جای ان خانواده پسر نوجوانی بگذارید که بر اثر تجاوز گروهی افاغنه های به اصطلاح محترم دچار خونریزی و مرگ شد و متاسفانه در بین این جماعت به اصطلاح مظلوم مهاجر از این دست موارد زیاد دیده میشه….تا کی می خواهید چشمانتون رو به حقایق ببندید

  27. یه ایرانی میگوید:

    اول بخاطر اونی که گفت دلمون به این نوشته ها خوشه خواستم چیزی نگم ولی اونقدر اراجیف بافتید که تصمیم گرفتم بگم، من یک دانشجو هستم که برای مخارج زندگی و تحصیلم رانندگی میکنم سالهاست با افغانیا سرو کار دارم و اونا رو خیلی خوب میشناسم تو این مدت یه افغانی ندیدم که بشه لااقل 50درصد بهش اعتماد کرد بیشتر درامدشون خرج فاحشه ها میشه امکان نداره دوبار سوار ماشینم بشن و بار سوم ازم نپرسن شماره جنده نداری؟ اوایل باهاشون دعوا میکردم که ک..کش همه اجدادته ولی بعدن به نه گفتن اکتفا کردم بدبخت از زن یا پسر بچه ای که بین اینا گیر کنه طوری گروهی بهش تجاوز میکنن که آدم از اینهمه بی رحمی و حیوانیت بهت زده میشه سرگرمیه رایجشون که اگر چهارتا دور هم جمع بشن نبودش غیر ممکنه قماره دیدم با چند تیکه استخون این کارو میکنن عجیب اینکه بعد از همه این کثافت کاریا همه به صف میشن نماز میخونن بارها دیدم با پیشنهاد دستمزد پایینتر کار همدیگه رو میدزدن یه روز یه کار از متری 45 تومن شد متری18تومن از بس یکی دیگشون میومد قیمت کمتر میداد جالب بود چون همشون جدا گانه با خودم پیش کارفرما میرفتن بیسوادی فراگیر و رایج بین اونا که ناشی از جنگ و آشفتگی مملکتشونه همراه با خصوصیاتی که گفتم چنان معجون نامبارکی تولید کرده که تحملش برای هر کسی آسون نیس مگه یکی مثل من که مجبوره برای اینکه از دایره حق خارج نشم اینو بگم که من فقط با طایفه ازبک سروکار داشتم اهالی مزار شریف و شبرغان ، شبرغانیا خیلی بهترن و اوضاعشون اونقدر حاد نیس ولی امان از اون یکیا

  28. Zendic میگوید:

    خانم یا آقای «یه ایرانی»،
    اتفاقا ژاپنی ها هم درست همین حرفهای شما را دربارۀ کارگران ایرانی در ژاپن میزنند.
    زندیک

  29. feri151 میگوید:

    عالى بود دادا


لطفا پیام و مشخصات خود را اینجا تایپ کنید
نام (یا نام مستعار)
ای - میل (مخفی می ماند)
وب سایت
پیام

Current day month ye@r *