از من به‌سوی ما | چند کلمه حرف جامعه‌گرا برای دل‌خودمان

08 July
11Comments

پاسخی به هادی خرسندی و «یک مشت گدای عرب…»

Khorsandiیک مشت گدای عرب از ره نرسیدند
اینها همه ایرانی و از قوم رشیدند
آنها که گدا نامی و بر خویش ببالی
زردارترین قوم در این عصر پلیدند
از «نخل»و دوصد برج و مدینات جمیرا
از نفت و زر و پول بدینجا برسیدند
فعلا که خریدند «خلیج عربی»را !
جغرافی و تاریخ بدین سخره کشیدند
خرسند عزیز، اینهمه از ماست که بر ماست
زانها که در این آب گل آلود جهیدند
بی آنکه شناسند امام خرشان را
در شهر و خیابان همه فریاد کشیدند
زین قوم ریائی بشد ابنای جهان کر
اینقدر ز خود عربده و داد کشیدند
آنقدر ریا بر تن این خاک نشاندند
یکسر همگی پردۀ پندار دریدند!
در جنگ وطن سوز که آنرا بستائی
از مالپرستی به کثافت برسیدند
اینها همه ایرانی و از قوم تو باشند
اینها همه از میهن سهراب و فریدند
اینقدر عرب را شقب و خصم مپندار
خوش باد کسانی که در این آینه دیدند
گر خاک وطن باقی و آباد بخواهی
رو راه کسانی که به جز یار ندیدند
یاری که به جز کودک بیتاب نباشد
آنان که پی یار به مهتاب رسیدند
در وادی ظلم و ستم و وهم و حقارت
«آزادی و نان» را به حقیقت طلبیدند
رو بار دگر آینه بردار و بیاندیش
بر شیرزنانی که به جز رنج ندیدند
آدم همه اعضای دگر باشد و مانند
در مکتب آنان که به جز عشق ندیدند
آنها که ستیزند به هر قوم پرستی
چون معرفت روح بدین خانه دمیدند
ای کاش که روزی بنمائی رخ مهتاب
باشی ز کسانی که از این دام رهیدند!

خرسند جان سلام! قصد «حملۀ فرهنگی» به اشعارت را ندارم ولی این شعر «یک مشت گدای عرب از راه رسیدند» را که کاشتی، هم اکنون دارد در قوم‌پرست‌ترین و نژادپرست‌ترین وبلاگ‌های قوم ریائی (بخوان قوم آریائی) رد و بدل می‌شود… اگر به خودت نجنبی و در یکی از «خرسندآپ» هایت حسابی حالشان را جا نیاوری (مثل همان کاری که با «مریم مهرتابان» کردی) تو را یکشبه مبدل به نژادپرست‌ترین شاعر معاصر خواهند نمود و بر مجسمه‌ات صلیب شکستۀ آریائی نصب خواهند کرد! اینها را که می‌شناسی، توی گرت و خاک‌های تپه مارلیک دنبال صلیب شکسته می‌گردند تا یکجوری این خون آریائی عالیجناب آدولف هیتلر را به ایرانی جماعت قالب کنند…
خلاصه از این رفیقت گفتن و از شما شاید شنیدن: به قول شاهین نجفی مراقب «این آلت بزرگ زندگانی، که نشسته پشت ما رو به تهدید» باش…

سلامت باشی
زندیک

 

11 پیام ارسال شده است به "پاسخی به هادی خرسندی و «یک مشت گدای عرب…»"


  1. شهروز میگوید:

    بابا این هادی خرسندی رو اذیتش نکن ادم خوبیه! یک شعر گفته از روی عصبانیت. این آریائی های دجال هم اونو رنگ گرفتن و باهاش دارن میرقصند..
    قوم “ریائی” را خوب گفتی. این نژاد “ریائی” رو باید رسوا کرد که لیاقتی به جز رسوائی ندارد.

    • آریایی میگوید:

      دجال باباته کثافت .تو که ایرانی رو دجال میخونی از سگ هم پست تری .واین شاعر هم .

      • Zendic میگوید:

        آقای آریائی خراب، کامنتت را به جای انداختن توی سطل آشغال منتشر میکنم که بدانیم این آریائیان ایرانی و نژاد جعلی و دروغین آریائی شان چه سیه روزانی هستند. (و اینکه معمولا بقیه آدمها را به رسم عمو هیتلرشان «از سگ پست تر» می دانند) البته یک چیزی را خوش فهمیدی: که این وبلاگ جای تو نیست.
        تا 117 سال پیش موجودی به نام نژاد آریائی در جهان وجود نداشته است. این موجود خیالی ساخته و پرداخته ذهن بیمار «هیوستون استوارت چمبرلن» در سال 1898 میلادی است.

  2. سوشیانت میگوید:

    دوست گرامی
    بی کوچکترین گمانی نژادپرستی نکوهیده ترین و نا هنجارترین پنداریست که تا کنون آدمی در سر پرورانده است. با این روی این بدان معنی نیست که ما دانش نژادشناسی را دروغ بدانیم و راستینگی خای آشکار دانشمندان را نا درست بپنداریم. آری کاوش های باستانشناسی در کشور ایران و آسیای میانه و هند و بخشهایی از اروپای کنونی آشکار کرده اند که شهرنشینی و فرهنگ در دوره زمانی آشکار و ویژه ای دستخوش دگرگونی بزرگی شده است. این دگرگونی با کوچ مردمانی با فرهنگی دیگر آغاز شده است. شهر های بسیاری که برخی از آنها دارای فرهنگ بسسار برتری هم بوده اند بدست این مردمان نو افتاده است و سرزمین شهرهای نویی ساخته شده است. این مردمان نام ایرانی را بر خود نهاده بوده اند که هم خانواده با واژه دیگری است که این روز ها از آن بیشتر یاد می شود و آن همان واژه آریایی است. بررسی نوشته های باستانی و کاوش در باورهای زرتشتی هم به شیوایی بر راستی این یافته تاریخی پافشاری می کند. اگر به دانش زبانشناسی هم روی کنیم خواهیم دید که نزدیکی و دوری گویش هاو زبان ها ما را به چنین دسته بندیی رهنمون می شود. این پیش زمینه را از آن روی گفتم تا آشکار کنم که چنین مردمی بوده اند و به مانند مردمان دیگری که هر از گاهی این بخش از جهان را مورد تاخت و تاز قرار داده اند ( تاتار ها ، تازی ها ، یونانی ها ، افغان ها، پرتقالی ها ، ترک ها، روس ها و بسیاری دیگر) آنان نیز دست به چنین کاری زده اند. این گفته نه نشانه ای است از نژاد پرستی من و نه گویای مهر و وابستگی من یا دیگران است به این نژاد و مردمان. تنها پافشاری من بر باز گو کردن این بخش از تاریخ پایبندی من است به دانش و دلبستگیم به راساتینگی و آمیغ پژوهی.
    دلشاد از آنم که آمیزش نژاد های بسیار با هم در سرزمین من از ما مردمانی ساخته است که گستردگی ژنتیکی پر دامنه و کم مانندی داریم که بی گمان تندرستی بدنی و دماغی برایمان به همراه دارد. این همان چیزی است که برای آن بیشتر کشور های کوچ پذیر تلاش می کنند تا پذیرای مردم سرزمین های گوناگون باشند و نه همه از سرزمینی یکسان تا گوناگونی ژنتیکی که تندرستی بیشتر به همراه دارد را برای خویش فراهم کنند.

  3. فربود میگوید:

    هادی خرسندی بارها گفته که این چامه‌ی “یک مشت گدای عرب …” از او نیست!

  4. Zendic میگوید:

    فربود عزیز لطفا منبع این نکته را بیان کنید. من در جائی ندیدم که آقای خرسندی انتساب شعر یک مشت گدای عرب را تکذیب کرده باشد و در همه جا او را به عنوان سراینده این شعر میشناسند.
    اگر حرف شما صحیح باشد، انتساب این شعر در اینجا از بی اطلاعی من بوده است و باید تصحیح شود.

  5. Amir Aryan میگوید:

    من هادی خرسندی و تفکر او را خوب میشناسم و مطمئن هستم که ایشان هرگز و یا حداقل من در هیچیک از کارهایشان ندیده ام که نسبت به ملیتهای دیگر بخصوص همسایگانمان نژاد پرستانه نگاه کرده باشند

  6. Zendic میگوید:

    امیر عزیز، این شعر پاسخی طنز گونه است به شعری که من باور داشتم توسط هادی خرسندی سروده شده است. دو کامنت از دو شخص متفاوت شک مرا بیشتر میکند. من هادی خرسندی را میشناسم و با تفکرش آشنا هستم و نظرم این بود که این شعر «بهانه»ای خواهد بود در دست نژادپرستان. اما در اینباره حتما تحقیق خواهم کرد و در صورت امکان از خود آقای خرسندی چند و چون قضیه را خواهم پرسید.

  7. Zendic میگوید:

    دوستان، این ایمیل را برای هادی خرسندی فرستادم تا ببینم شاعر این شاهکار بالاخره کیست؟
    —–
    خرسند جان سلام،
    در وبلاگم پاسخی به شعر «یک مشت گدای عرب» سرودم و از آنجا که بسیاری از منابع شما را سراینده این شعر میدانند، برایتان کلی تبلیغات نون و آبدار کردم که هادی خرسندی رفته و نژادپرست شده است!!! (البته شک دارم که سبیل هیتلری اصلا به صورت ماهت بیاید ولی امتحانش بهرحال ضرر چندانی ندارد!)
    حالا برخی از دوستان یقه مرا گرفتند که اشتباه وخیمی کردی و هادی خرسندی اصلا شاعر این شاهکار ادبی نیست. حیف. تازه داشت دعوا پا میگرفت.
    بی زحمت خودت یک «آری» یا «نه» بگو (یاد رفراندوم سال 58 بخیر!) که این شعر محصول طباخی خرسند هست یا خیر؟
    جواب ممتنع قبول نیست و جر زنی حساب میشود!
    شاد و سلامت و سرحال باشی همیشه
    زندیک

  8. محمدی میگوید:

    جناب آقای خرسندی عزی سلام
    خسته نباشید و روزگارتان به شادی و تندرستی .
    چندی پیش در فضای مجازی مطلبی از شما انتشار یافت در باره برهنگی گلشیفته فراهانی که به ایجاز قلمتان سعی در موجه جلوه دادن آن نموده بودید و حقا که موفق نیز بوده اید . در پاسخ به آن مطلبتان دل نوشته ای به رشته تحریر درآورده ام با نام : گلشیفته فراهانی و خودشیفتگی برهنگی .
    که خیلی مایلم آن را برایتان بفرستم اما نمیدانم چطور و از چه طریق . خوشحال خواهم شد راهنمایی فرموده و قابل بدانید.
    اگه مایل بودین عین مطلب رو در وبلاگم میتونید بخونید . koris.blogsky.com
    ارادتمند شما محمدی


لطفا پیام و مشخصات خود را اینجا تایپ کنید
نام (یا نام مستعار)
ای - میل (مخفی می ماند)
وب سایت
پیام

Current day month ye@r *