از من به‌سوی ما | چند کلمه حرف جامعه‌گرا برای دل‌خودمان

29 July
8Comments

ما کافریم و عاشق و زندیق و سرخوشیم!

Roseدر محفل ما عشق و تمنای یار هست، لیکن قرار نیست
این سرخی ام ز گونۀ تبدار یار هست، سرخی که عار نیست
در خانه ام نسیم و امید بهار هست، اما بهار نیست
بیدارم و گلعطر بوسه در کنار هست، گیسوی یار نیست

از همهمه روبهان ره دلم گرفت، گرگ این تبار نیست
گرگ گرسنه ای که دل و ذهن میدرد، راه فرار نیست
آن گرگ کو زند به رم گلۀ خدا، رحمی به کار نیست
ما کافریم و عاشق و زندیق و سرخوشیم، آن نابکار نیست!
بر ملتی که وهم خدا در نهان زدود، کفر آشکار نیست
صبح آید و سیاهی چهرش ز بر کشد، شب زنگبار نیست
شمشیر برکشیده و فریاد میکند، این کارزار نیست
در مسند ستیز دلم را طلب کند، دل در کنار نیست
دیشب دلم به شوخ نگاهی رمیده است، صبحم خمار نیست

زاری مکن که خاکم اگر در ستم بود، خاکم مزار نیست
زان سربدار گویم و خوانم ولی هنوز، این سر به دار نیست
گر عادلانه نیست که ما را چنین کنند، وین رسم کار نیست
هرگز به ظلم و جور نمردیم و زنده ایم، کین مرگبار نیست
دوشم ترنم دو لب عاشقش بگفت، گل هست و خار نیست
گفتم که خارها به دلم زخمها زدند، گفتا که عار نیست
گفتم که رنج و ظلم به جانم رسانده اند، اینها شمار نیست؟
گفتا که روید از دلت آواز سرخ باز، دل خارزار نیست
گفتند سنگ لعل شود در مقام صبر، آن روزگار نیست
اکنون بدون صبر لبت را گزیده ام، صبرم به کار نیست
زین عشق بگسلد همه زنجیر تن دگر، تن را مهار نیست
طوفان خانه برکن آغوش وحشی ات، دریا کنار نیست!
گفتم که عطر توست که ما را چنین کند، بوی بهار نیست
گفتا که عطر من همه بوی بهار توست، دل را قرار نیست

 

26 تیر 1391
تقدیم به آنهائی که شرم دارند بیقراری دلشان را پنهان کنند!
با عشق و دوستی
زندیک

 

8 پیام ارسال شده است به "ما کافریم و عاشق و زندیق و سرخوشیم!"


  1. درویش میگوید:

    مهربانم، این ترانه را گفتی و هلاکمون کردی که انگار ساخته شده برای دف و تنبور! دارم آنرا در میاورم. راستشو بگو دیشب چی دیدی و چکار کردی مطرب مهتاب رو ؟!!

  2. تینا میگوید:

    کمونیست ها شرم دارند که عقاید خود را پنهان کنند!!!!

  3. مهتاب میگوید:

    دوشم ترنم دو لب عاشقش بگفت، گل هست و خار نیست
    گفتم که خارها به دلم زخمها زدند، گفتا که عار نیست
    چقدر زیبا!

  4. سلیمان میگوید:

    به نظر من صمیمی ترین و عاشقانه ترین بیت شعر این است زیرا عشق یک رابطه دوطرفه است:
    گفتم که عطر توست که ما را چنین کند، بوی بهار نیست
    گفتا که عطر من همه بوی بهار توست، دل را قرار نیست
    عجیب اینست که شاعر میتواند شعر سیاسی بگوید و شعر عاشقانه هم باشد؟! من و همسرم این قطعه را واقعاً پسندیدیم. دست شما درد نکند.

  5. صفا میگوید:

    گفتند سنگ لعل شود در مقام صبر، آن روزگار نیست
    اکنون بدون صبر لبت را گزیده ام، صبرم به کار نیست
    ناز نفست، حرارت داره این بیت!!!

  6. پرستو میگوید:

    خیلی سکسی است!
    گویند سنگ لعل شود در مقام صبر
    آری شود ولیک به خون جگر شود!

  7. Mahsa میگوید:

    Wow! love is in the air

  8. پرستو میگوید:

    زین عشق بگسلد همه زنجیر تن دگر، تن را مهار نیست
    طوفان خانه برکن آغوش وحشی ات، دریا کنار نیست!

    اینرا میگویند شعر! نه این شعر نوهائی که وقتی میخواهند اروتیک بگویند میافتند به جان کلمات انگلیسی


لطفا پیام و مشخصات خود را اینجا تایپ کنید
نام (یا نام مستعار)
ای - میل (مخفی می ماند)
وب سایت
پیام

Current day month ye@r *