از من به‌سوی ما | چند کلمه حرف جامعه‌گرا برای دل‌خودمان

30 July
4Comments

دین اگر کفن نشود، این خانه وطن نشود!

Her eyesدین اگر کفن نشود، این خانه وطن نشود
جز رنج و غم و ماتم، بر پارۀ تن نشود
از گبر و یهودائی، اسلامی و بودائی
تا دین مسیحائی، این یاوه سخن نشود
گر مهر به‌دل داری، بنما ره بیداری
کین یاوه‌سرائی جز، افیون به بدن نشود
دیوان مدائن را آئینه عبرت بین
گر قدرت خصم است و کارت به ثمن نشود
از بطن تن مادر، آئیم بدین عالم
دین را ز جهان برکن، تا ظلم به زن نشود
چون دولت ابراهیم، ویرانگر و غارتگر
سهم تن اسماعیل، جز گور و کفن نشود
تسلیم مشو هرگز، بر جور مسلمانی
کفر آر و بخوان عاشق، تا وهم زَمن نشود
آن عالم معنا را، زین معنی عالم دان
گر دیده نبگشائی، این گل به چمن نشود
صد ترعه و بس نیرنگ، بر جامعه میپوشند
در مطلع بیداری، این جامه بتن نشود
تا بر سر قدرت هست، این ظلم حسینی‌ها
صلحی به‌مرامم نیست، وین صلحِ حَسن نشود
این جنبش سبزان را، کی راه صداقت بود؟
این اشتر وارونه، آهوی ختن نشود!
گر شور به‌سر داری، رو شیوۀ شورائی
این شیوه نپیمائی، «ما» جز من و من نشود
زندیک به شعر سرخ، پیمانۀ جان بشکن
جز سرخی خون هدیه، بر خاک کهن نشود

9 مرداد 1391
زندیک

 

4 پیام ارسال شده است به "دین اگر کفن نشود، این خانه وطن نشود!"


  1. فردا میگوید:

    صد ترعه و بس نیرنگ بر جامعه میپوشند
    در مطلع بیداری، این جامه بتن نشود

    خوب گفتی زندیک عزیز. براستی چرا تاریخ تکرار میشود و انسانها از شکستهاشان نمیآموزند؟ هر بار دچار مصیبتهای تکراری تا به کی؟

  2. لیلا میگوید:

    از بطن تن مادر، آئیم بدین عالم
    دین را ز جهان برکن، تا ظلم به زن نشود

    حقیقت را گفتی زندیک عزیز! به امید اینکه ما فقط من و من نباشه!

  3. م.ح میگوید:

    این مشایخ قبله هاشان بر گناه
    گویمت از هفت رنگان مو به مو
    خرقه پوشان دغلکار دو رو

  4. پ.ک میگوید:

    فقیه مدرسه دی مست بود و فتوی داد
    که می حرام ولی به ز مال اوقاف است
    حافظ


لطفا پیام و مشخصات خود را اینجا تایپ کنید
نام (یا نام مستعار)
ای - میل (مخفی می ماند)
وب سایت
پیام

Current day month ye@r *